خود آزمايي درس ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم / افلاک حریم بارگاهت

‏1-كوتاهي در شكر گزاري و عبادت خداوند

‏2-الف)بخشندگي ( خوان نعمت بي دريغش همه جا كشيده...)

 )رحمت ( باران رحمت بي حسابش …) ‏

ج) عيب پوشي ( پرده ي ناموس بندگان …) د) روزي رساني ( وظيفه ي روزي به…) ه) بخشايندگي ‏و آمرزش (هر گه كه يكي از بندگان…) ‏

 ‏3- ابر و بادو مه خورشيد و فلك … / همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار …‏

‏4- ضمير «م» در جمله ي « بوي گلم چنان مست كرد.» : (مستم كرد )بوي گل من را چنان مست كرد ./ ‏ضمير «ش» در جمله ي «بازش بخواند» : ( باز بخواندش ) باز او را به تضرع و زاري بخواند. ‏

‏5- الف) مه طاسك گردن سمندت .( ماه مانند طاس گردن اسب توست) ب) شب طره ي پرچم سياهت.( ‏شب مانند طره ي پرچم سياه توست) ج) افلاك حريم بارگاهت . ( افلاك مانند حريم بارگاه تو هستند .) و ...‏

‏6- نثر مسجع و فني زيرا در آن انواع سجع ها ، تشبيهات ، استعاره ها ، مترادفات و توصيفات شاعرانه ‏به صورت طبيعي و با رعايت اعتدال به كار رفته است.‏

 ‏7- تركيب بند شعري است چند بخشي كه هر بخش ، از نظر قافيه و درون مايه مانند قصيده يا غزل است ‏‏.اين بخش ها را بيت مصرّع متفاوت و نامكرري به هم مي پيوندد .درون مايه ي تركيب بند ها مضاميني ‏از قبيل رثا ، مدح ،عشق و.. . است .جمال الدين اصفهاني ، وحشي بافقي و محتشم كاشاني از مشهورترين ‏سرايندگان اين قالب شعري هستند .‏ قسمتي از بند دوم تركيب بند جمال الدين عبدالرزاق اصفهاني :‏ اي آرزوي قَـــدَر لقايت وي قبله ي آسمان سرايت در عالم نطق ، هيچ ناطق نا گفتــه سزاي تو ثنايت ‏ هم تابش اختران ز رويت هم جنبش آسمان برايت‏ بر ديده ي آسمان قدم نه تا سرمه كشد ز خاك پايت ‏ اي كرده به زير پاي كونين بگذشته ز حَدِّ قاب قوسين ( بيتِ تركيب ) ‏

                            درس رزم رستم و اسفندیار ‏

1-اندوه و تاسف از اوضاع پيش آمده و اندرز گويي

‏ ‏2- رستم پيشنهاد مي كند كه خودشان استراحت كنند و سپاهيان زابلي را به ميدان بياورد تا با هم بجنگند و ‏اسفنديار كه خواهان جنگ و خون ريزي است با ديدن صحنه هاي جنگ و خونريزي به آرزوي خود برسد .‏

‏3- الف) كنايه در مصراع دوم بيت سوم( همه دل پر از باد و لب ..... ). ب)تشبيه در بيت سيزدهم ( به ‏سان پلنگي كه بر .....)‏ ج) تضاد واستعاره در بيت پانزدهم( چو نزديك گشتند پير و جوان ) د) مبالغه در بيت شانزدهم(خروش آمد ‏از باره ي ...... )‏

 ‏4- اصرار و كوشش

‏ ‏5- هنگام تولد ، زال سپيد مو بود . پدرش سام او را مايه ي شرمندگي خاندان خود دانست و دستور داد تا ‏او را رها كنند سيمرغ زال را يافت و پروراند تا بزرگ شد .عاقبت سيمرغ تعدادي از پرهاي خود را به زال ‏مي دهد و به خانواده برمي گردد ....‏

‏6- الف ) زمينه ي داستاني دارد .يعني رزم رستم و اسفنديار به صورت يك داستان بازگو مي شود ب) جنبه ‏ي قهرماني دارد يعني شخصيتي مانند رستم كه قهرمان شاهنامه است علاوه بر دلاوري و جنگ آوري، ‏انساني آزاده است كه روحي لطيف وآرماني دارد. ج)زمينه خرق عادت : يعني حضور سيمرغ و رويين ‏تني اسفنديار كه بر خلاف توانايي هاي بشري است ‏ د) زمينه ي ملي : يعني آن جا كه رستم با همه ي توانايي هايش به خاطر ميهن دوستي نمي خواهد با ‏اسفنديار كه فرزند شاه ايران است،بجنگد . يا جايي كه رستم شكست خود را شكست سيستان مي داند .‏ ‏ ‏

                                درس سوم کمال الملک

‏1-صفحه ي 16 سطر 13 و14 ( حقاً رسم تازه اي است كه ملوك مدد كار ملك الموت باشند )همچنين ‏صفحه ي 17 دو سطر آخر‏ ‏(.... با حكم اعدام ديگر سرافرازمان مي فرماييد)و.....‏

 ‏2- شخصي متملق ، چاپلوس و نوكر صفت حراف‏

 ‏3-الف) در سخنان كمال الملك لحني سنگين ، آرام و در عين حال كوبنده و منطقي با زبان ادبي

ب)در كلام ‏‏ رضا شاه لحن خشن غير منطقي با زبان محاوره اي ج) توضيحات نويسنده در متن، با زبان معيار

‏ ‏4- استبداد: صفحه ي 15 سطر 16 تا 18( بعيد از ما قدرتمداران هفت خطه ......) صفحه ي 17 سطر ‏‏10 تا 15( .....حالا امر مي كنيم استاد يك بله قربان شيرين بگه ) ‏ تملق درباريان : صفخه ي 16 سطر 20 تا 24 ( ....... آدم هاي بي ريخت و بد قواره اي مثل جان نثار ‏اجازه ي شرف يابي به خواب همايوني ندارند.)‏

 ‏5- تابلوي خود را از روي بوم برمي دارد و بر زمين مي گذارد و فرش او را شاهكار مي نامد. اين كار، ‏نشانه ي تواضعِ او در برابرِ هنرمندانِ شايسته ي گمنام و ارج نهادن به هنر و هنرمندي ديگران است.‏ ‏ ‏

                                     درس چهارم گاو

‏1-صفحه ي 28 سطر 11 تا پايان بند ( آفتاب از سوراخ پشت بام افتاده بود روي تير وسط طويله .......)

‏ ‏2- به علت: الف) دوست داشتن و دلبستگي بيش از حد او به گاو ب) چون آن گاو، همه ي زندگي ‏اش بود و نمي خواست باور كندكه آن را از دست داده است.

‏ ‏3- مسخ و از خود بيگانگي كه موجب گريز از واقعيت مي شود/ جهل و فقر /نا اميدي و نا بساماني هاي ‏اجتماعي / زندگي محنت بار روستاييان فقير.‏

 ‏4- در داستان نظامي عروضي بزرگ زاده اي را مي بينيم كه به علت بيماري ماليخوليا، خود را گاو مي ‏پنداشت كه بوعلي سينا با ابتكار خود او را مداوا نمود ، اما در اين داستان شخصي را مي بينيم كه با از ‏دست دادن همه ي سر مايه اش كه يك گاو است ، خود را گاو مي پندارد و در نهايت با مرگ او داستان به ‏پايان مي رسد. ‏ ‏ ‏ ‏ ‏‏ ‏

                                 درس پنجم گل دسته ها و فلک

‏1- گل دسته ها ايهام از : ( 1- مناره ها 2- بچه ها) فلك ايهام از : ( 1- آسمان 2- نوعي ابزار تنبيه )‏

‏2- لحن داستان كودكانه است . نويسنده از طريق گفتار هاي كودكانه فضا ي داستان را پيش برده وبه طرح ‏موضوع اصلي پرداخته است .‏

 ‏3- بله. زيرا مواردي چون فلك، مناره ، پله ، مي توانندمفاهيم رشد ، كمال و عروج را القا كنند و اين دو ‏مي توانند نماد كساني باشند كه مي خواهند به رشد و تعالي برسند . و مدرسه مي تواند نماد جامعه باشد . از ‏طرف ديگر نمايان گرِ مفاهيمي چون محروميت هاي اجتماعي يا محدوديت ها و قوانين سليقه اي نيز هست.

‏ ‏4- اصغر نماد افراد پر ادعا اما در عمل ناتوان و ترسو و متكي به ديگران . راويِ داستان، فردي كنجكاو و ‏جستجوگر و بي باك است .

 ‏ ‏5- نويسنده بدون پرداختن به جزييات از اصل غافل گيري استفاده نموده و مستقيما وارد اصل ماجرا شده ‏است . همچنين نويسنده با به كار گيري ايهامي لطيف در عنوان درس بر زيبايي داستان افزوده است.‏ ‏ ‏

                                     درس ششم قاضی بست ‏

 ‏1- وي مي گويد : من نيز فرزند اين پدرم و تربيت شده و شاگرد او هستم و اگرفقط يك بار هم او را مي ‏ديدم در تمام عمر شاگرديش مي كردم بنابر اين من هم ، اين هديه ها را نمي پذيرم.

‏ ‏2- يقين نداشت كه آن مال ها حلال است و در شبهه ناك بودن آن اموال شك داشت .

‏ ‏3- من بايد در قيامت براي آن هدايا پاسخگو باشم.‏

‏4-عزت نفس و قناعت ، بلند همتي ، آ زادگي و شجاعت ، حق گويي ، تربيت درست و…‏ ‏5- الف)كو تاهي جملات و كاربر افعال فراوان

 ۵-صفحه ي 51سطر 23 (...... و ببردم و راه يافتم و ‏برسانيدم و امير بخواند و گفت نيك آمد.) ب) وجود لغات و تركيبات عربي و…. صفحه ي 52 سطر ‏‏12و13( وزر و وبال آن به چه كار آيد؟ )بونصر گفت: اي سبحان الله ، لله دركما

                      درس هفتم بیهقی و هنر نویسندگی او ‏

‏1-به خاطر هنر نمايي بيهقي در گسترش مسايل و پيوستگي مطالب آن.‏

‏2- چگونگي پوشش ، لباس ، وضع ظاهر وهمچنين طرز رفتار آنان.‏

‏3- الف ) محبو بيت حسنك كه باعث شده بود تا مردم دست به سنگ نبرند. ب) بد ذاتي دشمنان او ج) ‏استفاده ي دستگاه حكومت از ارازل و اوباش و مزدوران ،در موقعيت هاي مختلف ،براي بدنام كردن ‏انسان هاي شايسته و مردمي.‏

‏4- پند و اندرز به خوانندگان و افزايش نشاط و رغبت آنان براي خواندن مطالب ملال آور تاريخي.‏‏ ‏

                                     درس هشتم خون خورشید

 بانگ جرس ‏1- صفحه ي 70 بند اول ( شب همه جا دامن گسترده بود ، دشت سينه ي وسيع و داغش را در برابر وزش ‏نسيم ملايمي قرار داده بود .....................) صفحه ي 70بند دوم( گاه گاه شيهه ي چند اسب ِ بي شكيب ، ‏سكوت دشت را در هم مي شكست ................)‏

‏2- خير ، اين شعر با آن كه لحني حماسي دارد و به مبارزه دعوت مي كند زمينه ي داستاني ندارد زيرا ‏حماسه بايد دربستري از حوادث شكل گيرد .همچنين ديگر زمينه هاي حماسه وخرق عادت در آن چندان ‏مشهود نيست . هرچند كه وجود بعضي زمينه هاي حماسه ، مانند زمينه ي قهرماني و ملي (امت اسلامي) ‏را در آن نمي توان انكار كرد .

‏ ‏3- الف ) موسي= امام خميني ( ره) ب) فرعونيان و قبطيان = اسرائيلي ها و صهيونيست ها ‏

‏4- چهره ي پير (حبيب بن مظاهر و جناده ) جوان( حضرت قاسم بن الحسن (ع)- عمروبن جناده)‏ ‏5-در بيت اول « خار و خاره » آرايه ي جناس و در بيت ششم ( وادي پر از فرعونيان و قبطيان ‏‏.................. ) آرايه ي تلميح به كار رفته است.‏

                                           درس نهم تپّه ی برهانی

 ‏1- داراي روحيه ي ايثار ،مقاوم ، شجاع ،شاداب، صميمي و مهربان

‏2- رفتاري مردانه همراه با شجاعت ، چهره اي مظلوم، استوار و آرام و داراي اعتماد به نفس ‏

 ۳- پاتك: ضد حمله براي پس گرفتن خاك و يا ضربه زدن پس از هجوم دشمن.‏ ب: انهدام نيرو: عمليات براي از بين بردن امكانات نظامي و انساني دشمن ‏ ج: عمل كردن: حمله كردن و منفجر شدن ابزار انفجاري.‏

‏4- سر مشق گرفتن نيرو هاي مقاوم و استوار از يكديگر.‏

 ‏5- دو مرغ رها ، دو صف يا كريم ‏

 ‏6- شاعر مي خواهد رو شنيِ نگاه جانباز را برتر از آفتاب نشان دهد .

‏ ‏7- يك سبد به مفهوم انبوهي و فراواني است. در اينجا منظور شاعراز ميوه ي خورشيد ، نور و رو شنايي ‏فراوان . نور معنويت ، بصيرت و آگاهي.‏ ‏ ‏

                           درس دهم ترانه ی من

۱- به علت صفا و پاكي انسان به هنگام تولد، شاعر ولادت را امري خدايي و مظهر پاكي و روشنايي مي ‏داند.

‏ ‏2- عزت و شكوه جواني و كمال نعمت ها و شكوفايي دورانِ جواني.

 ‏ ‏3- جواني ، انسان‏

                                              درس یازدهم چشم به راه

‏1- خدا به انسان مي گويد :/ شفايت مي دهم /از اين رو كه آسيبت مي رسانم / دوستت دارم/ از اين رو كه ‏مكافاتت مي كنم.‏

‏2- آنهايي كه حقيقت را ناديده مي گيرند و قصد دارند آن را پنهان كنند.

 ‏                              درس دوازدهم امید دیدار – آفتاب وفا

‏ ‏1- منظور ویس است. رامين.(اِخ) رام. رامتين. نام عاشق ويسه. (غياث اللغات) (آنندراج). نام عاشق ويس. ‏‏(ناظم الاطباء). نام عاشق ويس است و قصهء ويس و رامين مشهور است. (برهان قاطع). همان رام) نقل از ‏لغت نامه ي دهخدا

 2- اميد رسيدن به محبوب ، زندگي بخش است و همچون ‏آب بر آتش مي پاشد و موجب آرامش و تسكين جان عاشق مي شود .‏

‏3- زيرا در اين شعر از مفاهيمي چون : احساسات و عواطف ، عشق، وفا واميد كه از عناصر اصلي ادب ‏غنايي است سخن به ميان آمده است.

‏ ‏4- راز محرمانه و نهاني عاشق.‏

‏5- به دليل راستگويي ، صفا و صداقت در پيام رساني.‏

 ‏6- با بيت اول شعر.

الف) رديف و قافيه ي هر دو شعر يكسان است و از نظر مفهوم و درون مايه غنايي و ‏عاشقانه هستند.

 ب) شعر حافظ روان تر و زيبا تر و از نظر كاربرد موسيقي و آرايه هاي ادبي قوي تر ‏است

 ج) در هر دو بيت، مقصد مقدس و پيام داراي اهميت است . از نظر اصالت مضمون اين موضوع ابتدا ‏در شعر خاقاني مطرح شده و سپس حافظ آن را به شكلي ديگر بيان كرده است.

 د) در بيت حافظ ابتدا خبر و ‏سپس تاكيد آمده ولي در بيت خاقاني ابتدا تاكيد و سپس خبر آمده است .

 ه ) در بيت حافظ«صبا» به هدهد ‏تشبيه شده است ودر بيت خاقاني اين گونه نيست.‏

                         درس سیزدهم پروانه ی بی پروا

 ‏1- شناخت پروانه ي اول و دوم ؛ زيرا معرفت اولي در مرحله ي علم اليقين و دومي در مرحله ي عين ‏اليقين قرار داشت در حالي كه سومي به مرحله ي حق اليقين رسيد و حقيقت حال محبوب را درك كرد.‏

 ‏2- شمع يا آتش شمع.

‏ ‏3- مضمون هر دو شعر يكي است ، از تمام داستان مفهوم دو بيت سعدي را در مي يابيم و آن اين است:آنان ‏كه ادعا مي كنند به حقيقت رسيده اند ، هيچ خبري از حقيقت ندارند زيرا هركس به حقيقت برسد چنان در ‏ذات دوست فاني مي شود كه اثري و خبري از او به ديگران نمي رسد .

‏ ‏4- بيت اول: هين سخن تازه بگو تا دو جهان…‏

 ‏5- خمش ايهام دارد : 1- خاموش - ساكت 2- تخلص مولوي‏ ‏6- هيچ نشاط و كاميابي و موفقيتي بدون لطف و نظر خدا حاصل نمي شود.

‏                             درس چهردهم کبوتر طوقدار

‏1- كبوتر طوقدار : پيام نويسنده اين است كه اتحاد، يكدلي و تعاون باعث موفقيت مي شود و در همراهي ‏هركس وظيفه اي دارد ولي وظيفه ي رهبرِگروه خطير تر از ديگران است .از ماست كه بر ماست: : پيام ‏شاعر اين است كه عامل همه ي تباهي ها و سقوط ، تكبر و غرور است و هرچه نصيب ما مي شود حاصل و ‏نتيجه ي اعمال ماست.‏

 ‏2- كبوتران اضطرابي مي كردند و هر يك خود را مي كوشيد. ( مي كوشيد : مي كوشيدند )‏

‏3- آنچه كه لازمه ي رهبري و بزرگي است بايد انجام دهم .( علاوه بر آن كه زير دستان بايد وظايف خود را ‏در مقابل رهبرِ گروه انجام دهند ، رهبر هم بايد در مقابل زيردستان به خوبي وظيفه ي خود را انجام دهد .)

‏ ‏4- چون لازمه ي رهبري و بزرگي اين است كه رهبر در مواقع خطر ابتدا به فكر ديگران باشد. مطوقه مي ‏ترسيد اگر موش ابتدا بندهاي او را پاره كند ، هنگامِ بريدن بندهاي ديگر كبوتران،خسته شود و دوستانش در ‏بند بمانند.‏

                                 درس  پانزدهم نوروز

‏1-زيرا عقل موجودي استدلالي و منطقي است و هميشه در پي يافتن مجهولات و نادانسته هاست به همين ‏دليل تكرار را نمي پسندداما احساس در پي تجديد خاطره ها و مرور گذشته هاست به همين خاطر احساس، ‏تكرار را دوست دارد.‏

 ‏2- طبيعت

 ‏3- زيرا: الف) نويسنده نوروز را تجديد خاطره ي خويشاوندي انسان با طبيعت و نياز ضروري جامعه و ‏خوراك حياتي يك ملت مي داند. ب) نويسنده معتقد است كه نوروز يك جشن تحميلي سياسي نيست بلكه يك ‏جشن ملي و تجديد تاريخ و باز گشت به اصل است ج) نوروز فصل شكفتگي روح و جان است د)نوروز با ‏اعتقادات ديني ما پيوند دارد .

‏ ‏4- صفحه ي 130 سطر 19 تا آخر( در اين ميعادگاهي كه همه ي نسل هاي تاريخ و اساطير ملت ما حضور ‏دارند ...................)‏

 ‏5- در بيت اول : (زاغ ، باغ و راغ) ارايه ي جناس / در بيت دوم : عرصه و عرضه جناس / بيت چهارم ‏واج آرايي و…‏

‏6- تقليد كور كورانه و خودباختگيِ فرهنگي‏

                    

                       درس  شانزدهم هجرت / آفتاب پنهانی / قرآن مصور

 ‏1- كل ارض كربلاء و كل يوم عاشورا و كل شهر محرم . «امام صادق(ع)»‏

 ‏2- مبارزه ي دايمي بين حق و باطل

‏ ‏3- تلميح / روح و نوح: جناس / روح ايهام دارد: 1- جان 2- جبرئيل / طوفان و نوح: مراعات نظير/ اين ‏كه بتوان با روح هم پيمان شد : استعاره ي مكنيه (تشخيص) / مردي به رنگ نوح در طوفان نشسته : ‏تشبيه / واج آرايي : تكرار (ن) 8بار

‏4- پريدن پلك چشم « آمدن مهمان و وقوع يك اتفاق و رويداد »‏

‏5- مصراع دوم بيت چهارم( تويي كه درسفر عشق خط پاياني ) ومصراع اول بيت هفتم( كنار نام تو لنگر ‏گرفت كشتي عشق) درهردو بيت پايان همه چيز را ظهور امام زمان معرفي مي كند.

‏ ‏6- مرجع هردو امام زمان(عج) است.

‏ ‏7- متناقض نما «پارادكس »در تركيب ( آرامشِ طوفاني)‏

 ‏8- قالب سپيد . 1- بي وزن است 2- قافيه ندارد 3- مصراع ها ي آن كوتاه و بلند مي شود 4- آهنگ و ‏موسيقي دارد. ‏ ‏ ‏

                              درس  هفدهم نیاز روحانی

‏1- بزرگي و وسعت شخصيت / داراي صداي محزون و غم زده / داراي كلام روشن و بيدارگر / نوراني ‏بودن

‏2- سرچشمه ي كلام روشنِ امام از آيه هاي قرآن است و تازگي و طراوت كلامش هميشگي است.

 ‏ ‏4- بشكن دل بي نواي مارا اي عشق اين ساز شكسته اش خوش آهنگ تر است‏

‏5- زيرا دلِ شكسته، دردمند عشق است و خداوند دل هاي شكسته را دوست دارد . اشاره به حديث:«همانا ‏خداوند نزد دلهاي شكسته است »‏

 ‏6- رباعي تقديمي آرايه ي جناس بين (هزار/ هزار)‏

 ‏                                 ‏ درس هجدهم « بخوان »‏

 ‏1- بهره از شيوه ي توصيف و داستان نويسي

‏ ‏2- اعتقادو باورقلبي نويسنده به پيامبرودين اسلام و قدرت قلم نويسنده واين كه مكه همه ي عظمت ‏خودرامديون پيامبر است.

 ‏ ‏3- قديم : سيره ي ابن هشام / جديد : سيرت رسول الله از دكتر عباس زرياب خويي

 ‏4- دو بيت اول: پيامبر اسلام سواد خواندن ونوشتن نداشت به اراده ي خداوند آن چنان از همه ي علوم ‏سرشار گرديد كه آگاهان و دانشمندان جهان از او علم آموخته اند . بيت سوم: از اين بيت بر مي آيد كه ‏پيامبر اسلام با قلب و درون پاك با خدا ارتباط داشت نه از طريق قراردادهاي مرسوم زندگي… صفحه ي ‏‏167 بند دوم صدايي از عالم بالا…‏

                             درس نوزدهم بوی جوی مولیان‏

 ‏1- منظور بي اعتباري و بي اهميتي رضا شاه است كه قبل و بعد از حكومتش به رضا خان معروف بوده ‏است .‏

‏2- ص 176 سطر17 (شاهين تيزبال افق ها بودم ، زنبور طفيلي شدم و به كنجي پناه بردم ...)‏

‏3- ماجراي مسافرت امير نصر ساماني از بخارا و بازگشت او به همان شهر با تا ثير شعر و چنگ ‏رودكي درتوصيف بخارا و زيبايي هايش . ( بوي جوي موليان آيد همي يادِ يارِ مهربان آيد همي )

‏ ‏4- صفحه ي 172 سطر 8و 13 / رفتم تا قاضي شوم و درخت بيداد را از بيخ و بن بر اندازم. / از ترقي ‏عدليه چشم پوشيدم و.... ‏

                                        درس بیستم اقلیم عشق

 ‏1- پا و فرق تضاد/ پاي بر فرقِ فرقدان بيني كنايه از ارزش و مقام بسيار بالا يافتن/واج آرايي: تكرار (ر) ‏‏6بار و (ا) 5بار /اين بيت اغرق نيز دارد.‏

‏2- جان گداختن به آتش عشق

‏ ‏3- صفحه ي 182 سه بيت آخر( تا به جايي رساندت كه يكي ......)‏

 ‏4- براي درك حقايق الهي نيازي به ابزار مادي نيست چون حقايق، مانند آفتابِ روشن ولي درك ما اندك ‏وناقص است. ‏

 ‏5- بيت نوزدهم درس( شود آسان ز عشق كاري چند .........)‏

‏6- صفحه ي 182 دو بيت آخر / صفحه ي 183پنج بيت آخر

 ‏                                 درس بیست و یکم موسی شبان

‏1- بيت پانزدهم (هركسي را سيرتي بنهاده ام .......)

‏ ‏2- بيت پانزدهم

‏ ‏3- پيامبران براي ابلاغ پيام الهي آمده اند تا مردم را به خدا دعوت كنند و كاري جز اين ندارند. دوركردن ‏بندگان از عبادت خدا و سخت گيري و تعصب كار پيامبران نيست. ‏

‏4- كرم و بخشش كردن بر بندگان ‏

‏5- به حضرت موسي هم وحي رسيد و هم حقايق عالم را ديد ( به بينش و يقين بالايي دست يافت)‏

 ‏6- بيت آخر .( هيچ آدابي و ترتيبي… )‏

                            درس بیست و دوم شبنم عشق

 ‏1- دل عصاره ي روح آميخته با عشق است . ‏

 ‏2- نويسنده در صفحه ي 192 سطر 17 (بار نيافتن در دل انسان و دست رد بر سينه ي او نهادن ) را علت ‏مردود بودن شيطان مي داند . ‏

 ‏3- حافظ شيرازي در غزلي مي فرمايد : ‏ ‏ دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند...‏ ‏ ‏

پايان ‏