پاسخ خودآزمایی های ادبیات فارسی 3 عمومی(رشته ی تجربی -ریاضی)
1-كوتاهي در شكر گزاري و عبادت خداوند
2-الف)بخشندگي ( خوان نعمت بي دريغش همه جا كشيده...)
)رحمت ( باران رحمت بي حسابش …)
ج) عيب پوشي ( پرده ي ناموس بندگان …) د) روزي رساني ( وظيفه ي روزي به…) ه) بخشايندگي و آمرزش (هر گه كه يكي از بندگان…)
3- ابر و بادو مه خورشيد و فلك … / همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار …
4- ضمير «م» در جمله ي « بوي گلم چنان مست كرد.» : (مستم كرد )بوي گل من را چنان مست كرد ./ ضمير «ش» در جمله ي «بازش بخواند» : ( باز بخواندش ) باز او را به تضرع و زاري بخواند.
5- الف) مه طاسك گردن سمندت .( ماه مانند طاس گردن اسب توست) ب) شب طره ي پرچم سياهت.( شب مانند طره ي پرچم سياه توست) ج) افلاك حريم بارگاهت . ( افلاك مانند حريم بارگاه تو هستند .) و ...
6- نثر مسجع و فني زيرا در آن انواع سجع ها ، تشبيهات ، استعاره ها ، مترادفات و توصيفات شاعرانه به صورت طبيعي و با رعايت اعتدال به كار رفته است.
7- تركيب بند شعري است چند بخشي كه هر بخش ، از نظر قافيه و درون مايه مانند قصيده يا غزل است .اين بخش ها را بيت مصرّع متفاوت و نامكرري به هم مي پيوندد .درون مايه ي تركيب بند ها مضاميني از قبيل رثا ، مدح ،عشق و.. . است .جمال الدين اصفهاني ، وحشي بافقي و محتشم كاشاني از مشهورترين سرايندگان اين قالب شعري هستند . قسمتي از بند دوم تركيب بند جمال الدين عبدالرزاق اصفهاني : اي آرزوي قَـــدَر لقايت وي قبله ي آسمان سرايت در عالم نطق ، هيچ ناطق نا گفتــه سزاي تو ثنايت هم تابش اختران ز رويت هم جنبش آسمان برايت بر ديده ي آسمان قدم نه تا سرمه كشد ز خاك پايت اي كرده به زير پاي كونين بگذشته ز حَدِّ قاب قوسين ( بيتِ تركيب )
درس رزم رستم و اسفندیار
1-اندوه و تاسف از اوضاع پيش آمده و اندرز گويي
2- رستم پيشنهاد مي كند كه خودشان استراحت كنند و سپاهيان زابلي را به ميدان بياورد تا با هم بجنگند و اسفنديار كه خواهان جنگ و خون ريزي است با ديدن صحنه هاي جنگ و خونريزي به آرزوي خود برسد .
3- الف) كنايه در مصراع دوم بيت سوم( همه دل پر از باد و لب ..... ). ب)تشبيه در بيت سيزدهم ( به سان پلنگي كه بر .....) ج) تضاد واستعاره در بيت پانزدهم( چو نزديك گشتند پير و جوان ) د) مبالغه در بيت شانزدهم(خروش آمد از باره ي ...... )
4- اصرار و كوشش
5- هنگام تولد ، زال سپيد مو بود . پدرش سام او را مايه ي شرمندگي خاندان خود دانست و دستور داد تا او را رها كنند سيمرغ زال را يافت و پروراند تا بزرگ شد .عاقبت سيمرغ تعدادي از پرهاي خود را به زال مي دهد و به خانواده برمي گردد ....
6- الف ) زمينه ي داستاني دارد .يعني رزم رستم و اسفنديار به صورت يك داستان بازگو مي شود ب) جنبه ي قهرماني دارد يعني شخصيتي مانند رستم كه قهرمان شاهنامه است علاوه بر دلاوري و جنگ آوري، انساني آزاده است كه روحي لطيف وآرماني دارد. ج)زمينه خرق عادت : يعني حضور سيمرغ و رويين تني اسفنديار كه بر خلاف توانايي هاي بشري است د) زمينه ي ملي : يعني آن جا كه رستم با همه ي توانايي هايش به خاطر ميهن دوستي نمي خواهد با اسفنديار كه فرزند شاه ايران است،بجنگد . يا جايي كه رستم شكست خود را شكست سيستان مي داند .
درس سوم کمال الملک
1-صفحه ي 16 سطر 13 و14 ( حقاً رسم تازه اي است كه ملوك مدد كار ملك الموت باشند )همچنين صفحه ي 17 دو سطر آخر (.... با حكم اعدام ديگر سرافرازمان مي فرماييد)و.....
2- شخصي متملق ، چاپلوس و نوكر صفت حراف
3-الف) در سخنان كمال الملك لحني سنگين ، آرام و در عين حال كوبنده و منطقي با زبان ادبي
ب)در كلام رضا شاه لحن خشن غير منطقي با زبان محاوره اي ج) توضيحات نويسنده در متن، با زبان معيار
4- استبداد: صفحه ي 15 سطر 16 تا 18( بعيد از ما قدرتمداران هفت خطه ......) صفحه ي 17 سطر 10 تا 15( .....حالا امر مي كنيم استاد يك بله قربان شيرين بگه ) تملق درباريان : صفخه ي 16 سطر 20 تا 24 ( ....... آدم هاي بي ريخت و بد قواره اي مثل جان نثار اجازه ي شرف يابي به خواب همايوني ندارند.)
5- تابلوي خود را از روي بوم برمي دارد و بر زمين مي گذارد و فرش او را شاهكار مي نامد. اين كار، نشانه ي تواضعِ او در برابرِ هنرمندانِ شايسته ي گمنام و ارج نهادن به هنر و هنرمندي ديگران است.
درس چهارم گاو
1-صفحه ي 28 سطر 11 تا پايان بند ( آفتاب از سوراخ پشت بام افتاده بود روي تير وسط طويله .......)
2- به علت: الف) دوست داشتن و دلبستگي بيش از حد او به گاو ب) چون آن گاو، همه ي زندگي اش بود و نمي خواست باور كندكه آن را از دست داده است.
3- مسخ و از خود بيگانگي كه موجب گريز از واقعيت مي شود/ جهل و فقر /نا اميدي و نا بساماني هاي اجتماعي / زندگي محنت بار روستاييان فقير.
4- در داستان نظامي عروضي بزرگ زاده اي را مي بينيم كه به علت بيماري ماليخوليا، خود را گاو مي پنداشت كه بوعلي سينا با ابتكار خود او را مداوا نمود ، اما در اين داستان شخصي را مي بينيم كه با از دست دادن همه ي سر مايه اش كه يك گاو است ، خود را گاو مي پندارد و در نهايت با مرگ او داستان به پايان مي رسد.
درس پنجم گل دسته ها و فلک
1- گل دسته ها ايهام از : ( 1- مناره ها 2- بچه ها) فلك ايهام از : ( 1- آسمان 2- نوعي ابزار تنبيه )
2- لحن داستان كودكانه است . نويسنده از طريق گفتار هاي كودكانه فضا ي داستان را پيش برده وبه طرح موضوع اصلي پرداخته است .
3- بله. زيرا مواردي چون فلك، مناره ، پله ، مي توانندمفاهيم رشد ، كمال و عروج را القا كنند و اين دو مي توانند نماد كساني باشند كه مي خواهند به رشد و تعالي برسند . و مدرسه مي تواند نماد جامعه باشد . از طرف ديگر نمايان گرِ مفاهيمي چون محروميت هاي اجتماعي يا محدوديت ها و قوانين سليقه اي نيز هست.
4- اصغر نماد افراد پر ادعا اما در عمل ناتوان و ترسو و متكي به ديگران . راويِ داستان، فردي كنجكاو و جستجوگر و بي باك است .
5- نويسنده بدون پرداختن به جزييات از اصل غافل گيري استفاده نموده و مستقيما وارد اصل ماجرا شده است . همچنين نويسنده با به كار گيري ايهامي لطيف در عنوان درس بر زيبايي داستان افزوده است.
درس ششم قاضی بست
1- وي مي گويد : من نيز فرزند اين پدرم و تربيت شده و شاگرد او هستم و اگرفقط يك بار هم او را مي ديدم در تمام عمر شاگرديش مي كردم بنابر اين من هم ، اين هديه ها را نمي پذيرم.
2- يقين نداشت كه آن مال ها حلال است و در شبهه ناك بودن آن اموال شك داشت .
3- من بايد در قيامت براي آن هدايا پاسخگو باشم.
4-عزت نفس و قناعت ، بلند همتي ، آ زادگي و شجاعت ، حق گويي ، تربيت درست و… 5- الف)كو تاهي جملات و كاربر افعال فراوان
۵-صفحه ي 51سطر 23 (...... و ببردم و راه يافتم و برسانيدم و امير بخواند و گفت نيك آمد.) ب) وجود لغات و تركيبات عربي و…. صفحه ي 52 سطر 12و13( وزر و وبال آن به چه كار آيد؟ )بونصر گفت: اي سبحان الله ، لله دركما
درس هفتم بیهقی و هنر نویسندگی او
1-به خاطر هنر نمايي بيهقي در گسترش مسايل و پيوستگي مطالب آن.
2- چگونگي پوشش ، لباس ، وضع ظاهر وهمچنين طرز رفتار آنان.
3- الف ) محبو بيت حسنك كه باعث شده بود تا مردم دست به سنگ نبرند. ب) بد ذاتي دشمنان او ج) استفاده ي دستگاه حكومت از ارازل و اوباش و مزدوران ،در موقعيت هاي مختلف ،براي بدنام كردن انسان هاي شايسته و مردمي.
4- پند و اندرز به خوانندگان و افزايش نشاط و رغبت آنان براي خواندن مطالب ملال آور تاريخي.
درس هشتم خون خورشید
بانگ جرس 1- صفحه ي 70 بند اول ( شب همه جا دامن گسترده بود ، دشت سينه ي وسيع و داغش را در برابر وزش نسيم ملايمي قرار داده بود .....................) صفحه ي 70بند دوم( گاه گاه شيهه ي چند اسب ِ بي شكيب ، سكوت دشت را در هم مي شكست ................)
2- خير ، اين شعر با آن كه لحني حماسي دارد و به مبارزه دعوت مي كند زمينه ي داستاني ندارد زيرا حماسه بايد دربستري از حوادث شكل گيرد .همچنين ديگر زمينه هاي حماسه وخرق عادت در آن چندان مشهود نيست . هرچند كه وجود بعضي زمينه هاي حماسه ، مانند زمينه ي قهرماني و ملي (امت اسلامي) را در آن نمي توان انكار كرد .
3- الف ) موسي= امام خميني ( ره) ب) فرعونيان و قبطيان = اسرائيلي ها و صهيونيست ها
4- چهره ي پير (حبيب بن مظاهر و جناده ) جوان( حضرت قاسم بن الحسن (ع)- عمروبن جناده) 5-در بيت اول « خار و خاره » آرايه ي جناس و در بيت ششم ( وادي پر از فرعونيان و قبطيان .................. ) آرايه ي تلميح به كار رفته است.
درس نهم تپّه ی برهانی
1- داراي روحيه ي ايثار ،مقاوم ، شجاع ،شاداب، صميمي و مهربان
2- رفتاري مردانه همراه با شجاعت ، چهره اي مظلوم، استوار و آرام و داراي اعتماد به نفس
۳- پاتك: ضد حمله براي پس گرفتن خاك و يا ضربه زدن پس از هجوم دشمن. ب: انهدام نيرو: عمليات براي از بين بردن امكانات نظامي و انساني دشمن ج: عمل كردن: حمله كردن و منفجر شدن ابزار انفجاري.
4- سر مشق گرفتن نيرو هاي مقاوم و استوار از يكديگر.
5- دو مرغ رها ، دو صف يا كريم
6- شاعر مي خواهد رو شنيِ نگاه جانباز را برتر از آفتاب نشان دهد .
7- يك سبد به مفهوم انبوهي و فراواني است. در اينجا منظور شاعراز ميوه ي خورشيد ، نور و رو شنايي فراوان . نور معنويت ، بصيرت و آگاهي.
درس دهم ترانه ی من
۱- به علت صفا و پاكي انسان به هنگام تولد، شاعر ولادت را امري خدايي و مظهر پاكي و روشنايي مي داند.
2- عزت و شكوه جواني و كمال نعمت ها و شكوفايي دورانِ جواني.
3- جواني ، انسان
درس یازدهم چشم به راه
1- خدا به انسان مي گويد :/ شفايت مي دهم /از اين رو كه آسيبت مي رسانم / دوستت دارم/ از اين رو كه مكافاتت مي كنم.
2- آنهايي كه حقيقت را ناديده مي گيرند و قصد دارند آن را پنهان كنند.
درس دوازدهم امید دیدار – آفتاب وفا
1- منظور ویس است. رامين.(اِخ) رام. رامتين. نام عاشق ويسه. (غياث اللغات) (آنندراج). نام عاشق ويس. (ناظم الاطباء). نام عاشق ويس است و قصهء ويس و رامين مشهور است. (برهان قاطع). همان رام) نقل از لغت نامه ي دهخدا
2- اميد رسيدن به محبوب ، زندگي بخش است و همچون آب بر آتش مي پاشد و موجب آرامش و تسكين جان عاشق مي شود .
3- زيرا در اين شعر از مفاهيمي چون : احساسات و عواطف ، عشق، وفا واميد كه از عناصر اصلي ادب غنايي است سخن به ميان آمده است.
4- راز محرمانه و نهاني عاشق.
5- به دليل راستگويي ، صفا و صداقت در پيام رساني.
6- با بيت اول شعر.
الف) رديف و قافيه ي هر دو شعر يكسان است و از نظر مفهوم و درون مايه غنايي و عاشقانه هستند.
ب) شعر حافظ روان تر و زيبا تر و از نظر كاربرد موسيقي و آرايه هاي ادبي قوي تر است
ج) در هر دو بيت، مقصد مقدس و پيام داراي اهميت است . از نظر اصالت مضمون اين موضوع ابتدا در شعر خاقاني مطرح شده و سپس حافظ آن را به شكلي ديگر بيان كرده است.
د) در بيت حافظ ابتدا خبر و سپس تاكيد آمده ولي در بيت خاقاني ابتدا تاكيد و سپس خبر آمده است .
ه ) در بيت حافظ«صبا» به هدهد تشبيه شده است ودر بيت خاقاني اين گونه نيست.
درس سیزدهم پروانه ی بی پروا
1- شناخت پروانه ي اول و دوم ؛ زيرا معرفت اولي در مرحله ي علم اليقين و دومي در مرحله ي عين اليقين قرار داشت در حالي كه سومي به مرحله ي حق اليقين رسيد و حقيقت حال محبوب را درك كرد.
2- شمع يا آتش شمع.
3- مضمون هر دو شعر يكي است ، از تمام داستان مفهوم دو بيت سعدي را در مي يابيم و آن اين است:آنان كه ادعا مي كنند به حقيقت رسيده اند ، هيچ خبري از حقيقت ندارند زيرا هركس به حقيقت برسد چنان در ذات دوست فاني مي شود كه اثري و خبري از او به ديگران نمي رسد .
4- بيت اول: هين سخن تازه بگو تا دو جهان…
5- خمش ايهام دارد : 1- خاموش - ساكت 2- تخلص مولوي 6- هيچ نشاط و كاميابي و موفقيتي بدون لطف و نظر خدا حاصل نمي شود.
درس چهردهم کبوتر طوقدار
1- كبوتر طوقدار : پيام نويسنده اين است كه اتحاد، يكدلي و تعاون باعث موفقيت مي شود و در همراهي هركس وظيفه اي دارد ولي وظيفه ي رهبرِگروه خطير تر از ديگران است .از ماست كه بر ماست: : پيام شاعر اين است كه عامل همه ي تباهي ها و سقوط ، تكبر و غرور است و هرچه نصيب ما مي شود حاصل و نتيجه ي اعمال ماست.
2- كبوتران اضطرابي مي كردند و هر يك خود را مي كوشيد. ( مي كوشيد : مي كوشيدند )
3- آنچه كه لازمه ي رهبري و بزرگي است بايد انجام دهم .( علاوه بر آن كه زير دستان بايد وظايف خود را در مقابل رهبرِ گروه انجام دهند ، رهبر هم بايد در مقابل زيردستان به خوبي وظيفه ي خود را انجام دهد .)
4- چون لازمه ي رهبري و بزرگي اين است كه رهبر در مواقع خطر ابتدا به فكر ديگران باشد. مطوقه مي ترسيد اگر موش ابتدا بندهاي او را پاره كند ، هنگامِ بريدن بندهاي ديگر كبوتران،خسته شود و دوستانش در بند بمانند.
درس پانزدهم نوروز
1-زيرا عقل موجودي استدلالي و منطقي است و هميشه در پي يافتن مجهولات و نادانسته هاست به همين دليل تكرار را نمي پسندداما احساس در پي تجديد خاطره ها و مرور گذشته هاست به همين خاطر احساس، تكرار را دوست دارد.
2- طبيعت
3- زيرا: الف) نويسنده نوروز را تجديد خاطره ي خويشاوندي انسان با طبيعت و نياز ضروري جامعه و خوراك حياتي يك ملت مي داند. ب) نويسنده معتقد است كه نوروز يك جشن تحميلي سياسي نيست بلكه يك جشن ملي و تجديد تاريخ و باز گشت به اصل است ج) نوروز فصل شكفتگي روح و جان است د)نوروز با اعتقادات ديني ما پيوند دارد .
4- صفحه ي 130 سطر 19 تا آخر( در اين ميعادگاهي كه همه ي نسل هاي تاريخ و اساطير ملت ما حضور دارند ...................)
5- در بيت اول : (زاغ ، باغ و راغ) ارايه ي جناس / در بيت دوم : عرصه و عرضه جناس / بيت چهارم واج آرايي و…
6- تقليد كور كورانه و خودباختگيِ فرهنگي
درس شانزدهم هجرت / آفتاب پنهانی / قرآن مصور
1- كل ارض كربلاء و كل يوم عاشورا و كل شهر محرم . «امام صادق(ع)»
2- مبارزه ي دايمي بين حق و باطل
3- تلميح / روح و نوح: جناس / روح ايهام دارد: 1- جان 2- جبرئيل / طوفان و نوح: مراعات نظير/ اين كه بتوان با روح هم پيمان شد : استعاره ي مكنيه (تشخيص) / مردي به رنگ نوح در طوفان نشسته : تشبيه / واج آرايي : تكرار (ن) 8بار
4- پريدن پلك چشم « آمدن مهمان و وقوع يك اتفاق و رويداد »
5- مصراع دوم بيت چهارم( تويي كه درسفر عشق خط پاياني ) ومصراع اول بيت هفتم( كنار نام تو لنگر گرفت كشتي عشق) درهردو بيت پايان همه چيز را ظهور امام زمان معرفي مي كند.
6- مرجع هردو امام زمان(عج) است.
7- متناقض نما «پارادكس »در تركيب ( آرامشِ طوفاني)
8- قالب سپيد . 1- بي وزن است 2- قافيه ندارد 3- مصراع ها ي آن كوتاه و بلند مي شود 4- آهنگ و موسيقي دارد.
درس هفدهم نیاز روحانی
1- بزرگي و وسعت شخصيت / داراي صداي محزون و غم زده / داراي كلام روشن و بيدارگر / نوراني بودن
2- سرچشمه ي كلام روشنِ امام از آيه هاي قرآن است و تازگي و طراوت كلامش هميشگي است.
4- بشكن دل بي نواي مارا اي عشق اين ساز شكسته اش خوش آهنگ تر است
5- زيرا دلِ شكسته، دردمند عشق است و خداوند دل هاي شكسته را دوست دارد . اشاره به حديث:«همانا خداوند نزد دلهاي شكسته است »
6- رباعي تقديمي آرايه ي جناس بين (هزار/ هزار)
درس هجدهم « بخوان »
1- بهره از شيوه ي توصيف و داستان نويسي
2- اعتقادو باورقلبي نويسنده به پيامبرودين اسلام و قدرت قلم نويسنده واين كه مكه همه ي عظمت خودرامديون پيامبر است.
3- قديم : سيره ي ابن هشام / جديد : سيرت رسول الله از دكتر عباس زرياب خويي
4- دو بيت اول: پيامبر اسلام سواد خواندن ونوشتن نداشت به اراده ي خداوند آن چنان از همه ي علوم سرشار گرديد كه آگاهان و دانشمندان جهان از او علم آموخته اند . بيت سوم: از اين بيت بر مي آيد كه پيامبر اسلام با قلب و درون پاك با خدا ارتباط داشت نه از طريق قراردادهاي مرسوم زندگي… صفحه ي 167 بند دوم صدايي از عالم بالا…
درس نوزدهم بوی جوی مولیان
1- منظور بي اعتباري و بي اهميتي رضا شاه است كه قبل و بعد از حكومتش به رضا خان معروف بوده است .
2- ص 176 سطر17 (شاهين تيزبال افق ها بودم ، زنبور طفيلي شدم و به كنجي پناه بردم ...)
3- ماجراي مسافرت امير نصر ساماني از بخارا و بازگشت او به همان شهر با تا ثير شعر و چنگ رودكي درتوصيف بخارا و زيبايي هايش . ( بوي جوي موليان آيد همي يادِ يارِ مهربان آيد همي )
4- صفحه ي 172 سطر 8و 13 / رفتم تا قاضي شوم و درخت بيداد را از بيخ و بن بر اندازم. / از ترقي عدليه چشم پوشيدم و....
درس بیستم اقلیم عشق
1- پا و فرق تضاد/ پاي بر فرقِ فرقدان بيني كنايه از ارزش و مقام بسيار بالا يافتن/واج آرايي: تكرار (ر) 6بار و (ا) 5بار /اين بيت اغرق نيز دارد.
2- جان گداختن به آتش عشق
3- صفحه ي 182 سه بيت آخر( تا به جايي رساندت كه يكي ......)
4- براي درك حقايق الهي نيازي به ابزار مادي نيست چون حقايق، مانند آفتابِ روشن ولي درك ما اندك وناقص است.
5- بيت نوزدهم درس( شود آسان ز عشق كاري چند .........)
6- صفحه ي 182 دو بيت آخر / صفحه ي 183پنج بيت آخر
درس بیست و یکم موسی شبان
1- بيت پانزدهم (هركسي را سيرتي بنهاده ام .......)
2- بيت پانزدهم
3- پيامبران براي ابلاغ پيام الهي آمده اند تا مردم را به خدا دعوت كنند و كاري جز اين ندارند. دوركردن بندگان از عبادت خدا و سخت گيري و تعصب كار پيامبران نيست.
4- كرم و بخشش كردن بر بندگان
5- به حضرت موسي هم وحي رسيد و هم حقايق عالم را ديد ( به بينش و يقين بالايي دست يافت)
6- بيت آخر .( هيچ آدابي و ترتيبي… )
درس بیست و دوم شبنم عشق
1- دل عصاره ي روح آميخته با عشق است .
2- نويسنده در صفحه ي 192 سطر 17 (بار نيافتن در دل انسان و دست رد بر سينه ي او نهادن ) را علت مردود بودن شيطان مي داند .
3- حافظ شيرازي در غزلي مي فرمايد : دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند...
پايان
این وبلاگ به آموزش کتاب های زبان و ادبیات فارسی دوره ی متوسطه می پردازد.