X
تبلیغات
آموزش زبان و ادبیات فارسی

آموزش زبان و ادبیات فارسی
دوره ی متوسطه 
[ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 11:6 ] [ نصرت اله بابایی ]

زبان

زبان چيست ؟
1 – زبان يكي از جنبه هاي راز آميز وجود انسان است. استفاده از زبان آسان نيست چون از سال اول زندگي به تدريج از زبان استفاده مي كنيم و طرز استفاده از زبان را بطور طبيعي فرا مي گيريم.
2 – زبان پديده اي است كه پس از قرنها بحث و بررسي هنوز آن را آنگونه كه بايد نشناخته ايم . شناخت زبان دشوار است چون : زبان بيش از حد پيچيدگي و گستردگي دارد. از آن جايي كه طرز استفاده از زبان را مي دانيم مي پنداريم كه خود آن را هم مي شناسيم و به همين دليل نيز سعي در شناخت زبان را اغلب بيهوده مي انگاريم.



  چرا لازم است تا زبان را بشناسيم ؟

1 – ازآنجايي كه زبان پيچيده و گسترده است. بيش از هر موضوع ديگري وقت، فكر و نيرو نياز دارد.
2 – اگر كسي زبان را به خوبي نشناسد، نمي تواند براي شناخت موضوعات ديگر بخوبي از آن استفاده كند.
3 – بدانيم چرا نوشتن را بايد مدرسه بياموزيم.
4 – بدانيم چرا همه مردم شهرهاي گوناگون ايران در حالي كه حرف هاي يكديگر را به زحمت مي فهمند، مي گوئيم به زبان فارسي حرف مي زنند.
5 – بدانيم چرا «گفتن» از «نوشتن» براي ما آسان تر است.
 



  اركان اصلي تعريف زبان :

زبان يك نظام است يعني مجموعه اي بهم پيوسته و مي پيچيد، كار اصلي آن ايجاد ارتباط ميان انسانها است. اين ارتباط زبان عمدتاً انتقال پيام از يك فرد به افراد ديگر است.  



  منظور از اين كه زبان يك نظام است يعني چه ؟

منظور از نظام مجموعه اي بهم پيوسته ولي پيچيده است كه طبق قاعده از اجزاي كوچك تري ساخته شده باشد. اجزاي سازنده نظام زبان در درجه اول نشانه (= لفظ معنادار) است. انتقال پيام در ارتباط زباني معمولاً در قالب «جمله» صورت مي گيرد. پس مي توان هر جمله را نمونه اي كوچك از نظام بزرگ زبان دانست.  



  خودآزمايي درس اول :
1 – چرا استفاده از زبان آسان است؟ با يك مثال توضيح دهيد؟

استفاده از زبان به اين دلايل آسان است.
1. ما اين كار را از سال اول زندگي و به تدريج شروع مي كنيم.
2. طرز استفاده از آن را بطور طبيعي فرا مي گيريم، بي آنكه به درس و مدرسه نياز داشته باشيم. به عنوان مثال : كودك بعد از ماه هاي نوزادي با پدر و مادر نزديكان خود ارتباط برقرار مي كند و حتي با اداي واژه هايي «ماما، بابا ...» از زبان استفاده مي كند.
 



  2 – سه كلمه بگوييد كه وجود خارجي ندارد اما چون در زبان ما بكار رفته اند براي آنها بيرون از ذهن خود قائل به وجود خارجي شده ايم.

به جز كلمات سيمرغ، ديو كه درس آمده مي توان كلمه هاي ققنوس ، هيولا، غول و اژدها را نام برد.  



  3 - آيا شناخت زبان با توانايي استفاده از آن يكي است؟

خير، چون ما از زبان به آساني استفاده مي كنيم ولي براي پاسخ به سؤال چرا ، حرف زدن را خود ياد مي گيريم اما نوشتن را در مدسه و پاسخ به سؤالاتي نظير اين، همه در گرو شناخت زبان است.  


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:41 ] [ نصرت اله بابایی ]

جمله

ما معمولاً خود را با جمله بيان مي كنيم. ارتباط ميان انسانها و انتقال پيام در ارتباط زباني بيشتر در قالب جمله صورت مي گيرد:
1 – نظامي پنج گنج را درود
بخش هاي يك جمله :‌نهاد : كلمه يا گروهي از كلمات است كه درباره آن خبر مي دهيم. يعني صاحب خبر .
گزاره : خبري است كه درباره نهاد داده مي شود،به عبارت ديگر گزاره بخش اطلاع دهنده ي جمله است.
هسته ي گزاره فعل است. مانند : پروين اعتصامي از كودكي شعر مي گفت.
و فعل نيز داراي يك شناسه (= نهاد پيوسته) است. شناسه، نشانه فعل است و مشخص فعل را معين مي كند. شناسه را نهاد اجباري (پيوسته) مي ناميم. زيرا هميشه با فعلي است . شناسه فعل معمولاً دو شعار (= مفرد و جمع) با نهاد هماهنگي مطابقت دارد.

جمع فعل نهاد جمع مفرد فعل

نهاد مفرد

در نهاد جدا

شناسه جمع     شناسه مفرد  
يم مي شنو ما م مي شنو من
يد مي شنو شما ي مي شنو تو
ند مي شنو ايشان د مي شنو او

ضميرها هر گاه جايگزين اسم گردند و نهاد قرار گيرند با شناسه ها در شمار و مشخص هماهنگي و مطابقت دارند:
مفرد – من -> م
جمع – ما -> يم
تو -> ي
شما -> يد
او -> د
ايشاند

گزاره

نهاد

يكي از راه هاي كسب مهارت در نويسندگي است

خلاصه نويسي

از زبان بي ادبي بهره مي گيرد.

شاعر



  بياموزيم «ة» (تاي تأنيث)

در زبان فارسي ، بر خلاف زبان عربي كاربرد واژه اي براي اسم مذكر(مرد) و مؤنث (زن) هيچ تفاوتي ندارد.
كلمه ي شاعر : پروين اعتصامي شاعر است ( مؤنث) سعدي شاعر است (مذكر)
كلمه ي مدير : خانم اسكويي مدير دبيرستان است.
نبايد به سبك قواعد عربي به اسم ها و صفت هاي منسوب به مؤنث ( زن) «ة» (تاي تأنيث) افزود:
پروين اعتصامي شاعره نامدار ايران است. پس كاربرد كلمه هاي «شاعره و مديره» در زبان فارسي نادر است. و كلماتي چون : رئيسه، معلمه، محترمه ، عالمه  



  الف) جملات زير را اصلاح كنيد.

1 – از بانوان محترمه تقاضا مي شود حجاب اسلامي را رعايت فرمايند.
از بانوان محترم تقاضا مي شود حجاب اسلامي را رعايت فرمائيد.

2 – اين جانبه فاطمه رضايي به استحضار مي رساند.
اين جانب : فاطمه رضايي به استحضار مي رساند.


3 – خانم جوادي رئيسه بيمارستان است.
خانم جوادي رئيس بيمارستان است.  



  ب – كاربرد كداميك از گزينه هاي زير درزبان فارسي نادرست است.

1 – خواهران مجتهده به ارشاد زنان همت گماشتند.
2 – او يكي از زنان مبلغه است كه در حوزه درس مي خواند
3 – خانم ايراني مدرس تبليغات ديني است.  



  خود آزمايي درس دوم :
1 – در نوشته هاي زير جمله ها را مشخص كنيد و نهاد و گزاره هر جلمه را تعيين كنيد.

(علماي بزرگ دائم (نهاد)) در (لشگرگاه، رفت و آمد داشتند(گزاره))، و (غزالي(نهاد)) از (برخورد با آن بهره ها مي يافت(گزاره)).
([غزالي](نهاد)) (با بعضي از آن ها مناظره مي نمود(گزاره))
([غزالي](نهاد)) شايد (از بسياري از آن ها استفاده(گزاره)) مي كرد.  



  2 – براي گزاره ها، نهاد و براي نهادها گزاره هاي مناسب بيابيد.

سعدي و مولوي دو تن از شاعران بزرگ ايران زمينند.
شاهنامه ، اثر بسيار ماندگار حكيم ابوالقاسم فردوسي است.
شناسه، نهاد اجباري جمله است.
برادر بزرگم امسال به دانشگاه راه يافت.
دانشگاه پايگاه علم درونش است.  



  3 – در هر يك از تمرين هاي زير، واژه هايي داده شده است. اين واژه ها را بطور مناسب دو جمله نمونه، جانشين سازي كنيد. هر جا لازم است تغييرات ديگري نيز بدهيد، در هر تغيير، نهاد و شناسه را مشخص كنيد. جمله هاي جديد را مطابق نمونه بنويسيد

پيرمرد كودكان را به خانه رساند.

جمله

نهاد

گزاره

پيرمرد

پيرمرد

پيرمرد

پيرمرد

پيرمرد

پيرمرد

كودكان را به خانه رساند (Øشناسه)

(Øنشانه  به معني نبود شناسه است)

كودك را به خانه رساند (Øشناسه)

را به خانه رساند (Øشناسه)

او را به خانه مي رساند (Øشناسه)

او را به خانه رسانده بود(Øشناسه)

 


  2 – انسان آگاه وظيفه اش را به خوبي انجام مي دهد.

جمله

نهاد

گزاره

انسان آگاه

اعضاي جامعه

دانش آموز

ما

همه اعضاي خانواده

شما

من

وظيفه اش را به خوبي انجام مي دهد(د : شناسه)

وظيفه شان را به خوبي انجام مي دهند(ند : شناسه)

وظيفه اش را به خوبي انجام مي دهد (د : شناسه)

وظيفه مان را به خوبي انجام مي دهيم (يم : شناسه)

وظيفه شان را به خوبي انجام مي دهند (يد : شناسه)

وظيفه تان را به خوبي انجام مي دهيد ( يد :‌شناسه)

وظيفه ام را به خوبي انجام مي دهم (م :‌شناسه)


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:40 ] [ نصرت اله بابایی ]

مرروي بر نگارش دوره راهنمايي



  پرسش هايي از متن : پرسش هاي زير را بخوانيد و به آنها پاسخ دهيد. (به عهده دانش آموز)

1 – يكي از تمرين هاي مناسب نگارش تبديل .............به نوشتار است.
2 – در نوشتن چه مواردي را بايد رعايت كنيم.
3 – در توصيف يك صحنه يا منظره چه مواردي را بايد رعايت كنيم؟
4 – هر كس در نوشتن .............دارد.
5 – يكي از راه هاي تمرين نويسندگي نوشتن ..........است.
6 – گاهي مي توان براي خيال انگيز كردن از شيوه ي ...............استفاده كرد.
7 – يكي از راه هاي تمرين نويسندگي بازسازي ...... است.
8 – از نكاتي كه در هنگام نوشتن همواره بايد به آن توجه داشته باشيم، دقت در ........است.  



  بياموريم : املاي مناسب تر كلمه هاي همزه دارد :
كلمات زير را مقايسه مي كنيم.
الف – رأي – مؤسس – جزء
ب – رأي – مؤسس – جزء

چون همزه ( ء) يكي از حروف زبان فارسي است. اين حرف ها مانند ديگرحرف ها در خط فارسي حركت گذاري نمي شود. همان طور كه در نوشتار مي نويسيم «كاتب» نه كاتب منظور اين است كه زير «ت» كسره «-ِ» نمي گذاريم. درباره كلمات رديف «ب» نيز همين كلمه صادق است و اگر «-ِ» گذاشته شود كسره محسوب مي شود در اين صورت «رأي » خوانده مي شود «رأي» و ....
بايد دانست كه در املاي كلماتي مانند «منشأ حيات» و جزء اول ، نشانه ي «-ِ» (كسره) از نوع حركت گذاري حروف نيست. به اين نشانه، نقش نماي اضافه مي گويند يعني اضافه شدن دو كلمه به يكديگر.  



  تمرين : الف : املاي مناسب تر كلمات زير را بنويسيد.
اهداءِ سلام ، تأليف ، تأليفِ، مسئول، سائل، مسائل، مبدأِ آفرينش، ملاء عامف ملاِعام، مسائل ادبي ، مسائل ادبي.



  خودآزمايي درس سوم :
با رسم جدول بخش هاي اصلي جملات زبر را مشخص كنيد.
الف – هيزم شكن به جنگل مي رود.
ب – زبان يكي از جنبه هاي رازآميز وجود انسان است.

جمله

نهاد

گزاره

هيزم شكن

به جنگل مي رود

زبان

يكي از جنبه هاي رازآميز وجود انسان است

 


  متن زير را اصلاح كنيد.
خانم سعيدي ليسانسيه ي زبان وادبيات فارسي است وي درباره اين ديوان پروين اعتصامي شاعره ي مشهور ايران چنين گفت : ما مدينه ي فاضله اي از ارزش هاي اخلاقي را در ديوان پروين مي بينيم.

خانم سعيدي ليسانس زبان و ادبيات فارسي است . وي درباره ديوان پروين اعتصامي شاعر مشهور ايران چنين سخن گفت : «ما مدينه ي فاضله اي از ارزش هاي اخلاقي را در ديوان پروين مي بينيم.»  


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:40 ] [ نصرت اله بابایی ]

جمله و اجزاي آن

بخش هاي اساسي جمله : 1 – نهاد 2 – گزاره گزاره بر دو نوع است : 1 – گزاره : كه فقط از يك فعل تشكيل شده باشد مانند :‌علي آمد (گزاره : فعل) 2 – گزاره كه علاوه بر فعل يك يا چند جزء ديگر نيز دارد. مانند : علي دوستش را ديد. گزاره : مفعول + فعل

نهاد

گزاره

خورشيد

دوستم

آن كودك

مي درخشد

آمد

مي خندد

گزاره هايي كه :

فقط از فعل تشكيل شده است

گزاره  

گزاره هايي كه از اجزاي زير ساخته شده است:

فعل مفعول نهاد

الف) مفعول +فعل

بخوانيد درس را شما
مي پرستند خدا را موحدان

ب) مسند + فعل

فعل مسند نهاد

بود

حكيم لقمان
شد روشن هوا
است سرزمين دليران ايران

ج) متمم + فعل

فعل متمم نهاد
مي جنگد

با دوستش

علي

فعل متمم مفعول نهاد
فرستاد براي سياوش نامه اي دلپذير افراسياب
خريد از كتابفروشي كتاب را

علي

د) مفعول + متمم + فعل



  پرسش هايي از متن :
1 – مفعول به چه كلمه اي مي گويند؟

مفعول كلمه اي يا اسمي است كه پس از آن نشانه ي «را» باشد تا بتوانيم اين نشانه را به آن بيفزاييم.  



  2 – مسند به چه كلمه اي مي گويند.

مسند كلمه يا گروهي از كلمات است كه فعل اسنادي به آن نياز دارد. جمله «علي آمد» كامل است. اما در فارسي امروز نمي توان گفت : «علي شد» زيرا علي شد به جزء ديگري نيز نياز دارد. علي بزرگ شد، علي دانشجو شد.  



  3 – سه جمله مثال بزنيد كه گزاره آن از فعل تشكيل شده باشد، جدول آن ها را رسم كنيد.

لقمان سيد فام بود.
زبان فارسي شيرين است
پسر همسايه مهندس ساختمان خواهد شد

جمله

نهاد

گزاره

 

مسند

فعل

لقمان

سيدفام

بود

زبان فارسي

شيرين

است

پسر همسايه

مهندس ساختمان

خواهد شد

 


  4 – متمم به چه كلمه اي مي گويند؟

متمم گروه اسمي است كه پس از حرف اضافه بيايد و معناي فعل بدون آن ناتمام باشد. برخي از حرف هاي اضافه عبارتند از : از ، به ، با ، بر ، براي، درباره و .....  



  5 – دو جمله مثال بزنيد كه گزاره آن از متمم و فعل ساخته شده باشد، جدول آنها را رسم كنيد.

علي با دشمن جنگيد
حسين به پدرس مي نازد

جمله

نهاد

گزاره

 

متمم

فعل

علي

با دشمن

مي جنگد

حسين

به پدرش

مي نازد

 


  6- دو جمله مثال بزنيد كه گزاره آن از مفعول و متمم و فعل ساخته شده باشد، نمودار آن ها را رسم كنيد.

فردوسي بيشتر داستان هاي شاهنامه را از روايت هاي بهلول گرفته است.
آن ها علاميه را به تابلو چسبانند

جمله

نهاد

گزاره

 

مفعول

متمم

فعل

فردوسي

داستان ها را

از روايت هاي بهلول

گرفته است

آنها

اعلاميه را

به تابلو

چسباندند

 


  نكته:

1.به هر يك از جمله ها مي توان يك يا چند گروه قيدي افزود. مانند علي با دشمن جنگيد. علي مردانه با دشمن جنگيد. علي در جبهه ي جنگيد. علي در جبهه جنگ مردانه با دشمن جنگيد.
2.قيد در هر جاي جمله باشد جزئي از اجزاي گزاره است.  



  خودآزمايي درس چهارم :
1 – نام هر يك از اجزاي جمله هاي زير را بنويسيد.

قدر وقت را بدانيم . مفعول + فعل
تجربه هاي بسياري از سفر برگرفتيم. / مفعول + متمم + فعل
متصدي موزه جواني بود سي ساله. / نهاد + مسند + فعل
زندگي چيست؟ / نهاد + مسند + فعل
كودكان داوطلب فروش «نشريه شمال» مي شدند./ نهاد + مسند + فعل
مرغان دريايي پريده بودند . / نهاد + فعل  



  2 – با هريك از فعل هاي زير دو جمله بنويسيد و اجزاي آن را مشخص كنيد.

مي نشيند.
كبوتر مي نشيند ./ نهاد + فعل
شكست : 1- شيشه شكست :/ نهاد + فعل
غمت در دل مي نشيند . / نهاد + متمم + فعل
باد شيشه را شكست . / نهاد + مفعول + فعل

مي بينند .
1 – بچه ها برنامه ها را مي بينند./ نهاد+ مفعول + فعل
2 – ميدوخت : خياط لباس را مي دوخت : / نهاد + مفعول + فعل
چرخ ميدوخت . / نهدد + فعل
چشم مي بيند. / نهاد+ فعل  


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:39 ] [ نصرت اله بابایی ]

ويرايش



  1 – هر نوشته از چه جهاتي بايد بازبيني شود؟

هر نوشته از جهات گوناگوني بايد بازبيني شود. محتوا، بيان، صحت و اعتبار ، دقت ، نظم ، آراستگي، علايم نگارشي و ...  



  2 – ويرايش چيست و ويراستار كيست؟

ويرايش بازبيني يك نوشته از جهات گوناگون است و ويراستار كسي است كه اين كار را انجام مي دهد.  



  3 – وظيفه ويراستار چيست؟

ويراستار وظيفه دارد ضمن رعايت سبك صاحب نوشته با مترجم ، خطاهاي دستوري، حشو، تكرار و گزافه گويي و عبارت هاي بي شيرازه و پريشان را سامان دهد.  



  4 – انواع ويرايش را بنويسيد؟

الف)‌ويرايش فني (آراستگي ظاهري و نظم و ترتيب بخشيدن به اثر)
ب ) ويرايش تخصصي (كه ناظر جنبه ي علمي يا تخصصي اثر است)
ج) ويرايش زباني و ساختاري كه مربوط به جنبه هاي دستوري، املايي و نگارشي است)
 



  5 – براي هريك از توضيحات زير چه نشانه هايي كاربرد دارد؟

الف) در پايان جمله هاي خبري و « 0 »
ب) پس از منادا خبري ، »
ج) بين چند كلمه كه اسناد واحدي باشد «،»
د) قبل از نقل قول « : »
ه‍( جلوي كلمه هايي كه مي خواهيم معني كنيم : « :»
و) براي نشان دادن انشعاب «{} »
ز ) در پايان جمله هاي تأكيدي و عاطفي «!»
ج ) در ميان توضيح و مثال پيش از كلمه هاي «مثلاً»«فرض» يعني «و« ؛ »
ط) براي جدا كردن جمله معترضه « (-)»
ي) مطالبي كه جزء اصل كلام نباشد «‍[‍] »
ك: معني و معادل يك كلمه در عبارت « ()»
ل : براي توضيح يك كلمه در پاورقي « * »
م : براي جدا كردن روز، ماه ، سال « / »
ن : علامت جملات و كلمات مشابه « ً »
 



  خود آزمايي درس پنجم
1 – با مراجعه به جدول نشانه گذاري در هر يك از عبارات زير نشانه ي مناسب را بكار ببريد.

هنگامي كه بخواهند از مزاياي صرفه جويي و پس انداز سخن بگويند، معمولاً ضرب المثل «اندك اندك خيلي شود و قطره قطره سيلي» را بكار مي برند.
گاندي در حالي به وطن بازگشت ( 1917) كه شهرت خاص و عام يافته بود.
براي درست نوشتن بايد واژگان مناسب اسم، فعل ، قيد و صفت را خوب بشناسيم.
عوامل مهم تربيت عبارتند از : خانواده ، مدرسه، معلم ، اجتماع ، كتاب و .....
دكتر محمد معين به سه زبان زنده ي دنيا آشنايي داشت : عربي، فرانسه و انگليس به چهار زبان باستاني نيز مسلط بود : پهلوي، فارسي باستان، اوستا و سنسكريت، در دستور زبان و نيز لغت فارسي نظير نداشت.
از اين جا در مي يابيم كه او چه پايگاه بلند علمي و ادبي داشته است.
چند دكان كوچك نانوايي، قصابي، عطاري دو قهوه خانه و يك سلطاني .... مجموعه شهر را تشكيل مي داد.


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:38 ] [ نصرت اله بابایی ]

شكل هاي زبان

يكي از شفگتي هاي زبان اين است كه : هر چند نظام يگانه اي است اما شكل هاي بسيار متنوعي بخود مي گيرد. به عبارت ديگر: گوناگوني در عين يگانگي بدين گونه كه همه ي مردم ايران خود را از اهل زبان فارسي مي دانند اما مردم هر شهر به شكل خاصي سخن مي گويند.

ويژه گي هاي ذاتي زبان انسان
1 – دو ساختي بودن
2 – زايايي فوق العاده
3 – نا به جايي

الف – دو ساختي بودن زبان :
مراحل ويژگي دو ساختي بودن زبان انساني :
تركيب صداهاي بي معني با هم -> آ، ر، د / ر، ا / ب، ي ، خ، ت
تشكيل ساخت هاي معني دارد «نشانه ها» -> آرد / را / بيخت
تركيب نشانه هاي معني دار با هم «ساخت جمله» -> آرد را بيخت

ب - زايايي فوق العاده زبان :
با اين ويژگي مي توانيم به كمك نظام زبان كه خود محدود است. جملات نامحدود بسازيم. حتي جمله هايي كه از پيش وجود نداشته اند. مثل جمله ي «ابرها پاورچين پاورچين وارد شدند» «گريه ابر بهاري چمن را خنداند»
در آفرينش جمله هاي جديد و گوناگون از ويژگي زايايي «زايش» زبان است.

ج – نابه جايي :
با استفاده از اين ويژگي مي توانيم درباره چيزهايي كه اكنون حاضر نيستند يا حتي اصلاً وجود ندارند سخن بگوييم. درباره حافظ، آدم برفي و ......



  انواع گويش هاي يك زبان :

گونه : شكلي كه هر جا و موقعيت معيني بكار مي رود. «موقعيت اجتماعي و مكاني»
لهجه : شكلي كه فقط در تلفظ با هم فرق دارد. صحبت كردن يك اصفهاني به فارسي تهراني
گويش : شكلي كه علاوه بر تلفظ در انتخاب كلمات و قواعد دستوري نيز با هم فرق مي كنند
 



  انواع گويش هاي يك زبان :

1 – گويش هاي جغرافيايي به ناحيه خاصي تعلق دارد. گويش يزدي، كاشاني، همداني و....
2 – گويش هاي اجتماعي : كه هر يك به طبقه يا قشر اجتماعي خاصي تعلق دارد گويش واعظان، بازاريان و ........
3 – گويش تاريخي : كه متعلق به دوره خاصي از او و از گذشته يك زبان است. مانند گويش هاي فارسي در دوره هاي پيش يا پس از حمله مغول ، بعد از صفوي، بعد از مشروطه
4 – گويش هاي معيار :‌گويش هاي معيار گفتاري و نوشتاري و نظاير آن.
 



  خود آزمايي درس ششم :
1 – شكل هاي مختلف يك زبان را نام ببريد.

گونه، لهجه، گويش  



  2 – تفاوت معنايي كلمه ي «زبان» را در نمونه هاي زير بيان كنيد.

خوراك زبان، «زبان» عضوي از بدن گاو گوسفند است. زبان رنگ ها، «زبان» بيانگر حالت هاي روحي و رواني است.
زبان فارسي «زبان» وسيله اي براي ايجاد ارتباط و انتقال پيام است. زبان پرندگان «زبان» به معني صوت ها و صداهاست.
 



  3 – دو ساختي بودن زبان چه فايده هايي دارد؟

ويژگي دو ساختي بودن موجب مي شود كه زبان هاي انساني به چنان امكانات پيچيده و گسترده اي دست يابند كه نظير آنها در زبان هاي ديگر هرگز يافت نمي شود.  



  4 – براي هر يك از ويژگي هاي زايايي و نا به جايي زبان دو مثال بزنيد:

ويژگي زايايي :
1 – گل ها با نوازش نسيم در رقص شدند.
2 – سحرگاهان كودكي سرخ رو در افق شرق متولد شد

ويژگي نابه جايي :
1 – ديو سپيد در برابر رستم قد علم كرد.
2 – ننه سرما بساط خود را در شهر پهن كرد
 


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:37 ] [ نصرت اله بابایی ]

چرا املا مي نويسيم؟



  1 – تقرير يعني چه ؟

يعني بيان كردن  



  2 – املاي تقريري چگونه است؟

املاي تقريري آن است كه معلم متن املا را به تدريج قرائت كند و ما آن را بنويسيم.  



  3 – هدف ها و فايده هاي املاي تقريري :

1 – تقويت مهارت گوش كردن 2 – آشنايي با تلفظ صحيح كلمه ها و جمله ها 3 – تقويت دقت و حافظه ي خود 4 – درك بهتر شنيده ها 5 – تبديل گفتار به نوشتار 6 – درست و خوانا نويسي شنيده ها  



  بياموزيم – نشانه ي جمع عربي «ات»

بايد دانست «ات» نشانه ي جمع عربي است و شايسته نيست كه واژگان فارسي را با «نشانه هاي جمع» عربي بكار برد. نشانه هاي جمع فارسي عبارتند از : ها ، ان و .... البته بكار بردن «ات» با كلمه هاي عربي كه در فارسي رايج اند ، نادرست نيست اما باز هم بهتر است از نشانه هاي جمع فارسي استفاده مي كنيم.
آزمايشات (نادرست)
سفارشات (نادرست)
سفارش ها ، گزارشات ( نادرست) - گزارش ها
پيشنهادات -> پيشنهادها
گرايشات -> گرايش ها
 


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:36 ] [ نصرت اله بابایی ]

ويژگيهاي فعل 1



  ويژگيهاي فعل

1 – شخص شش تا (3 مفرد، 3 جمع)
اول شخص مفرد : مي روم / جمع : مي رويم
دوم شخص مفرد .مي روي / جمع : مي رويد
سوم شخص مفرد : مي رود / جمع : مي روند
2 – زمان (1- ماضي – مضارع – آينده)
3 – گذر :‌ناگذر و گذرا
4 – معلوم و مجهول
5 – وجه فعل  



  شناسه شخص هر فعل است و هميشه همراه فعل مي آيد.

اول شخص مفرد: مَ
دوم شخص مفرد: ي
سوم شخص مفرد: دَ / Ø

اول شخص جمع: يم
دوم شخص جمع: يد
سوم شخص جمع: ند  



  اختلاف شناسه را در سوم شخص مفرد توضيح دهيد.

شناسه ي سوم شخص مفرد در فعل مضارع «دَ» است. مانند مي رود ، مي دانَد . اما در سوم شخص مفرد فعل ماضي ( به جزالتزامي) علامتي ندارد. نداشتن علامت را با Ø رفت Ø شنيد Ø گفته بود Ø رفته است Ø  



  بن فعل بر دو نوع است

بن ماضي : سوم شخص ماضي ساده يا مصدر بدون –َ ن پاياني
مانند : ديدن –َ ديد / كاشتن -> كاشت

بن مضارع = فعل امر مفرد بدون به آغازي :‌مانند ببين حذف بيِِِ ِ -> بين/ برو حذف بيِِ -> رو  



  روش ساخت صفت مفعولي

بن ماضي + ه / ﻪ : شناخته ، ديده ، گفته و ....  



  زمان هاي اصلي فعل :

1 – ماضي گذشته
2 – مضارع (حال و آينده)
3 – آينده  



  انواع ماضي

1 – ماضي ساده = بن ماضي + شناسه (رفتم ، رفتيم _ رفتي ، رفتيد_ رفت Ø رفتند )
2 – ماضي استمراري = مي + ماضي ساده (مي رفتم ، مي رفتيم_ مي رفتي ، مي رفتيد_ مي رفت Ø ،مي رفتند)
3 – ماضي بعيد = صفت مفعولي + بودم ، بودي ، بود ، بوديم ، بوديد، بودند (رفته بودم ، رفته بوديم _ رفته بودي، رفته بوديد _ رفته بود Ø ، رفته بودند)
4 – ماضي التزامي = صفت مفعولي + باشم ، باشي ، باشد، باشيم ، باشيد، باشند (رفته باشم ، رفته باشيم _ رفته باشي ، رفته باشيد_ رفته باشد ، رفته باشند)
5 – ماضي نقلي = صفت مفعولي + ام، اي ، است،‌ايم، ايد، اند (رفته ام ،رفته ايم _ رفته اي ، رفته ايد _ رفته است Ø ، رفته اند)  



  انواع مضارع :

1 – مضارع اخباري = مي + بن مضارع + شناسه
(مي روم ، مي رويم _ مي روي، مي رويد _ مي رود، مي روند)
2 – مضارع التزامي = ب + بن مضارع + شناسه
(بروم ، برويم _ بروي، برويد _ برود ، بروند)  



  آينده :

خواهم ، خواهي ، خواهد، خواهيم، خواهيد ، خواهند + مصدر مرخم = (بن ماضي) (خواهم رفت ، خواهيم رفت _ خواهي رفت ، خواهيد رفت _ خواهد رفت ، خواهند رفت)  



  بياموزيم :
نقش نماي اضافه
1 – نقش نماي اضافه ، چه اهميتي دارد؟ نشانه آن چگونه است؟

نقش نماي اضافه موجب ايجاز و اختصار در كلام مي شود نشانه ي آن –ِ در هنگام اضافه شدن دو كلمه به يكديگر است.  



  2 – مثالي بزنيد كه نشان دهد در نقش نماي اضافه موجب ايجاز و اختصار جمله است.

احمد كتاب دارد. كتاب را خوانديم - كتاب احمد را خواندم .
كيف قهوه اي است، آن را خريدم - كيف قهوه اي را خريدم.
دو جمله به يك جمله تبديل شده است.  



  تمرين :
1 – با استفاده از نقش نماي اضافه هر دو جمله را به يك جمله تبديل كنيد :

الف)‌حسن خود كار دارد. خودكار آبي است. جنس خودكار آبي دارد. ب) فيلم علمي است. آن را ديدم . فيلم علمي را ديدم ج) خبرها ورزشي است. آن را شنيدم . خبرهاي ورزشي را شنيدم ه‍) درخت زيباست . درخت را ديدم . درخت زيبا را ديدم .  



  خود آزمايي درس هشتم :
1 – ساخت اول شخص مفرد را در هشت زمان از مصدرهاي زير را بنويسيد.

مصدر

زمان ها شخص خواسته شده

ماضي  ساده

ماضي استمراري

ماضي بعيد

پذيرفتن

اول شخص مفرد

دوشخص مفرد

سوم شخص مفرد

پذيرفتم

پذيرفتي

مي پذيرفتند

مي پذيرفتم

مي پذيرفتي

مي پذيرفتند

پذيرفته بودم

پذيرفته بودي

پذيرفته بودند


ماضي التزامي

مضارع اخباري

ماضي نقلي

مضارع التزامي

آينده

پذيرفته باشم

پذيرفته باشي

پذيرفته باشند

مي پذيرم

مي پذيري

مي پذيرند

پذيرفته ام

پذيرفته اي

پذيرفته اند

بپذيرم

بپذيري

بپذيرند

خواهم پذيرفت

خواهي پذيرفت

خواهند پذيرفت

 


  2 – از فعل هاي نشسته است، مي نگريست، نمي پذيرد، مي رود، طبق نمونه، مصدر، بن ماضي، بن مضارع و صفت مفعولي بسازيد.

فعل

مصدر

بن ماضي = مصدر (مرخم)

بن مضارع

صفت مفعولي

آورده است

آوردن

آورد

آور

آورده

ننشته است

نشستن

نشست

نشين

نشسته

مي نگريست

نگريستن

نگريست

نگر

نگريسته

نمي پذيرد

پذيرفتن

پذيرفت

پذير

پذيرفته

مي رود

دويدن

دويد

دو

دويده




3– فعل هاي زير را با حفظ شخص به زمانهاي گذشته ساده، نقلي ، بعيد برگردانيد و مشخص كنيد و كدام فعل ها، پس از تغيير، شناسه ي دَ به Ø بدل شده است.
مي نويسد : ماضي ساده نوشت Ø نقلي نوشته است Ø بعيد نوشته بود Ø
مي رود :-> رفت Ø -> رفته است Ø ->رفته بود Ø
بروند : -> رفتند -> رفته اند-> رفته بودند
خواهيم آمد : -> آمديم -> آمده ايم -> آمده بوديم
مي آيند : -> آمدند -> آمده اند -> آمده بودند
خواهند شنيد : -> شنيدند -> شنيده اند -> شنيده بودند

4 – املاي صحيح كلمات زير را بنويسيد.
تهييه ي لباس ، تعيين قيمت، تحقيق و بررسي ، عماق دريا، تقدم دريا، نامه ي مزبور، راجب درس، تشكر و سپاسگزاري، مرحله اول، ملكوك گذشته .
« تهيه لباس ، تعيين قيمت، تحقيق و بررسي، اعمال دريا، تلاطم دريا، نامه ي مزبور، راجع به درس، تشكر و سپاسگزاري ، وهله اول ، ملوك گذشته »  


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:35 ] [ نصرت اله بابایی ]

نگارش علمي،‌نگارش ادبي



  پرسش هايي از متن :
1 – زبان به اعتبار شيوه هاي بيان چند گونه است ؟ نام ببريد.

دو نوع زبان علمي، زبان ادبي  



  2 – زبان علمي چه ويژگيهايي دارد؟

الف) هر لفظي به معناي روشن حقيقي خود است
ب) صريح، دقيق ، گويا‌ و بي ابهام است
ج) در نوشته علمي چند پهلو نوشتن بطوريكه بتوان از هر كلمه برداشت هاي متعددي كرد، عيب و نقص به شمار مي آيد.
د) در نوشته علمي، نويسنده مي كوشد مطالب را به گونه اي بيان كند كه خود خواننده بي نياز از تأمل در الفاظ مقصود را دريابد.
 



  3 - زبان ادبي چه ويژگيهايي دارد؟

الف) پيام بطور غير صريح و غير مستقيم بيان مي شود.
ب) زبان به آفرينش زيبائيهاي ادبي اختصاص دارد.
ج) در نوشته هاي ادبي ، نويسنده تعهد دارد مخاطب را به خود الفاظ ، روابط و مناسبات ظريف آنها را متوجه مي سازد.
د) در نوشته هاي ادبي، نويسنده از آرايه هاي ادبي براي توصيف و تصوير معاني ذهني و بيان عواطف و احساسات دروني بهره مي گيرد.
 



  4 – شيوه ي بيان عبارت زير چيست؟ چرا؟
يك تكه بوته ي كوتاه مغيلان وسط يك بيابان دراز، يك قصيده ي بلند است.(خسي در ميقات جلال آل احمد)

ادبي است، زيرا نويسنده از ارايه هاي ادبي استفاده كرده است و تك بوته ي مغيلان را به يك قصديه بلند تشبيه كرده و با آوردن واژه هاي كوتاه ، «بلند و دراز» تناسبي زيبا پديد آورده است.  



  5 – شيوه ي بيان عبارت زير چيست ؟ چرا؟
اسطوره در لغت به معني افسانه و قصد است و در اصطلاح به قصه اي اطلاق مي شود كه ظاهراً منشأ تاريخي، نامعلومي دارد مضمون اساطير معمولاً آفرينش انسان، خلقت جهان و ... است.

زبان نوشته علمي است : زيرا هر لفظي به معناي روشن حقيقي خود بكار رفته است نوشته صريح، دقيق، گويا و بي ابهام است و .......  



  6 – بطور كلي تفاوت علمي و ادبي را بنويسيد.

زبان علمي براي انتقال مستقيم مفاهيم دقيق و صريح بكار مي رود. اما زبان ادبي به آفرينش آثار ادبي اختصاص دارد.  



  7 – تفاوت «سرو» ، «لعل» و «سنبل» را در دو زبان علمي و ادبي بيان كنيد.

در زبان علمي سرو نام درختي است و لعل نام جواهري قرمز رنگ و سنبل نام گلي است. در زبان ادبي، «سرو» بر قامت راست و كشيده و متناسب، «لعل» بر لب و «سنبل» بر موي تابد او دلالت مي كند.  



  خود آزمايي درس نهم :
1 – با مقايسه دو نوشته زير، تفاوت آنها را بنويسيد.
1 – زبان و سينه انديشيدن است. مردمي كه زباني پرمايه و توانا ندارد. از فكر بارور و زنده و آفريننده بي بهره اند، بنابراين هر قدر در تقويت اين بنياد مهم زندگي غفلت شود، در پرورش فكر مردم سهل انگاري شده است. كساني كه حد و رسم معاني كلمات و مرز آن ها براي خودشان روشن نيست چگونه مي توانند درست بينديشند و چه چيز را مي توانند مطرح كنند؟ حاصل پريشاني فكري، بي گمان، پريشان گويي است.(مجله يغما، سال 35 ، شماره 2 غلامحسين يوسفي)

2 – غروب، غم رنگ و خونين و خورشيد در زير پلك غبار، اشك خونين مي بارد، همهمه و قهقهه ها مي زند، زمين مي لرزد، طوفان در دشت نمي وزد و موج خون بر كناره و كرانه هاي گودال تا قله ي بلند تاريخ بالا مي زند . زمين مي لرزد، التهابي مبهم گسترده ي دشت را پوشانده است .
آب ايستاده است و خاك موج برداشته.(سوگ سرخ، محمدرضا سنگري)

زبان نوشته ي اول علمي است و هر لفظي به معناي روشن حقيقي خود بكار رفته است. اين نوشته صريح، دقيق ، گويا و بي ابهام است و براي انتقال مفاهيم علمي بكار رفته است.
زبان نوشته ي دوم ادبي است . چون نويسنده با استفاده از آرايه هاي ادبي به توصيف پرداخته است. پيام نوشته نيز بطور غيرمستقيم و غير صريح بيان شده است و آفرينش ادبي در نظر بوده است.
 



  2 – نوع فعل هاي دو متن تمريني قبلي را تعيين كنيد.

است :‌مضارع / ندارد . مضارع (در مفهوم اخباري) اند : (در بي بهره اند) مضارع / شود:مضارع التزامي / شده است:ماضي نقلي/ نيست : مضارع / مي توانند : مضارع اخباري /بينديشند : مضارع التزامي / مي كنند : مضارع التزامي / مي بارد : مضارع اخباري /(فروكش) كرده است :‌ماضي نقلي / نمي وزد : مضارع اخباري / مي زند و مي لرزد:مضارع اخباري/ پوشانده است،ايستاده است و برداشته است : ماضي نقلي  



  3 – در نوشته هاي زير غلط هاي املايي را بيابيد و آن ها را اصلاح كنيد.

او به پست كتاب دار و دبيرستان منسوب شده است. منسوب -> منصوب
سهراب سپهري از شاعران مأثر است. مأثر -> معاصر
حقيقت علم ، كمك به هم نوع جنس و كسب رضايت باريتعالي. خيش -> خويش.باري تعالا ->باري تعالي.
سنگ هاي خورد را از زمين زراعي جم كرد.خورد -> خرد. جم -> جمع
 


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:35 ] [ نصرت اله بابایی ]

ويژگيهاي فعل (2)



  3 – گذر : ناگذر و گذرا
اقسام فعل از نظر ويژگي گذر

1 – ناگذر : فقط به نهاد نياز دارد. رفتن، آمدن، نشستن ، برخاستن و .......

2 – گذرا : خود سه نوع است :
1. گذرا به مفعول : شناختن ، آوردن
2. گذرا به مسند : بودن ، شدن، گرديدن و هم فعل هاي آن .(است ، گشت)
3. گذرا به متمم از مصدرهاي جنگيدن ، رنجيدن، نازيدن، ترسيدن

روش گذرا نمودن افعال ناگذر :
بن مضارع + ان : بن مضارع
گذرا شده + د / يد


بن ماضي :
پر + ان + د / يد
دو + ان + د / يد
رس + ان + د
كه مي شود : پراند ، پرانيد / دواند ، دوانيد / رساند، رسانيد  



  بياموزيم – تنوين نصب –ً

بايد دانست تنوين نصب –ً ويژه واژگان عربي است و سزاوار نيست كلمه هاي فارسي را با نشانه ي تنوين بكار برد.
به كارگيري تنوين براي كلمه هاي عربي كه در فارسي بكار مي رود رايج و جايز است. ضمناً كلمه هاي دخيل غير عربي ((تلفن ، تلگراف)) را نيز نبايد با تنوين بكار برد. گاه، ناچار، جان، دوم، سوم، خواهش و .... واژه هاي فارسي هستند و نبايد بصورت گاهاً، ناچاراً و .......بكار روند.  



  2 – اصلاح كنيد.

الف) فردا ناچاراً تأخير مي كنم
ب) گاهاً دوست فاضلم را مي بينم  



  3 – كدام گزينه صحيح است؟

الف) عملاً و جانا
ب) شخصاً و فرداً
ج) تلگرافاً و تلفني
د) جاناً و زباني  



  خود آزمايي درس دهم :
1 – در جمله هاي زير از مصدرهاي داخل پرانتز فعل مناسب بنويسيد.

مادر كودكش را (خوابيدن) -> خواباند.
سخنان بزرگمهر را به اطلاع مردم ايران (رسيدن) -> (رساند يا رسانيد)
خود جگر ديو سپيد مرا در چشم كاووس (چكيدن) -> (چكاند، چكانيد)
رستم بار ديگر رخش را تا محل حادثه (دويدن) -> (دواند يا دوانيد) و به سرعت خود را به آن جا (رسيدن) -> (رساند يا رسانيد)  



  2 – نوع فعل را از نظر گذر و ناگذر مشخص كنيد.

در نويسندگي مهارت در پروراندن مطلب بسيار مهم است. -> گذرا به مسند
نوشته خوب آن است كه نويسنده مقصود خود را خوب بپروراند. -> جمله ي اول گذرا به مسند . جمله دوم گذرا به مفعول
نويسنده خوب واقعيات را دقيق مي بيند -> گذرا به مفعول  



  3 – هر يك از فعل هاي زير را طبق نمونه به سه صورت مضارع التزامي ، ماضي التزامي و ماضي ساده بنويسيد.

فعل

مضارع التزامي

ماضي التزامي

ماضي ساده

آورده است

بياورد

آورده باشد

آورد

مي  دود

بدود

دويده باشد

دويد

پذيرفته بود

بپذيرد

 پذيرفته باشد

پذيرفت

آمده بودند

بيايند

آمده باشند

آمدند

فكند

بيفكند

افكنده باشد

افكند

برده اند

ببرند

برده باشند

بردند

سازند

بسازند

ساخته باشند

ساختند


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:34 ] [ نصرت اله بابایی ]

مقايسه



  پرسش هايي از متن :
1 – يكي از راههاي پروردن معاني مقايسه است.



  2 – از مقايسه به چه منظوري استفاده مي شود؟

براي آنكه مفهوم و موضوع مورد نظر را روشنتر بيان كند يا شباهت ها، تفاوت ها و درجات و مراتب دو چيز را بهتر نشان داد، از مقايسه استفاده مي شود.  



  3 – مقايسه معمولاً بين چه اموري انجام مي گيرد؟

مقايسه معمولاً بين دو يا چند پديده صورت مي گيرد كه از هر نظر قابل مقايسه باشند، مثل بين دو انسان ، دو شاعر، چند تفكر  



  4 – از شيوه ي مقايسه در ادبيات گذشته به ويژه ادبيات عرفاني سيار استفاده مي شده است.



  5 – تمثيل نيز از مقايسه بهره مي گيريم



  6 – در قرآن كريم نيز بارها از شيوه هاي تمثيل و مقايسه استفاده مي شده است.



  7 – غرض از مقايسه چيست؟

روشن كردن معني و مفهوم، بيان شباهت ها و تفاوت ها و درجات و ويژگيهاي دو امر است.  



  بياموزيم : جمله ي دعايي عربي :

بايد بدانيم : عبارت «صلي الله عليه و آله» يك جمله دعايي عربي به معني « درود خداوند براو و آلش باد» است و در فارسي رواج دارد. اگر كلمه ي «عليه» را از اين جمله حذف كنيم. جمله دعايي ناقص مي شود و معناي آن چنين است. «درود خداوند باد» پس بايد اين جمله دعايي را كامل بنويسيم:
پيامبر اسلام (ص) «صلي الله عليه و آله» فرمود: من «معلم» برانگيخته شدم.
گاهي به اختصار مي نويسيم : پيامبر (ص) فرمود :
اما بايد (ص) را بخوانيم «صلي الله عليه و آله»
 



  خودآزمايي درس يازدهم :
1 – نمونه اي از ايات قرآني را با راهنمايي معلم خود بيابيد كه در آن دو چيز مقايسه شده باشد.

خداوند گران مرتبه در مقايسه حل و باطل اينگونه تمثيل مي آورد: خدا از آسمان آبي فرو فرستاد كه در هر ورودي به قدر ظرفيتش سيل آب جاري شد و بر روي سيل كفي برآمد. چنانچه فلزاتي را نيز براي تجمل و يا براي اثاث و ظروف در آتش ذوب كنند مثل كفي بر آورد. خدا به مثل اين براي حق و باطل مثل مي زند كه آن كف به زودي نابود مي شود و اما آن آب و فلز كه به خير مردم است در زمين باقي مي ماند. خدا مثلها را چنين مي زند .(سوره رعد، آيه 17) همچنين است از مقايسه حكمت دهنده آن، تمثيل در شأن منافقان، تمثيل در ناپايداري دنيا و غيره .  



  2 – كاربرد درست كلمات زير را بنويسيد:

جاناً -> جاني ، دوماً -> دومي ، سوماً -> سومي، تلفناً -> تلفني ، زباناً -> زباني ، تلگرافاً -> تلگرافي ، باغات -> باغ ها، گرايشات -> گرايش ها  


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:33 ] [ نصرت اله بابایی ]

گروه اسمي(1)



  پرسش هايي از متن :
1 – گروه اسمي چيست ؟ مثال بزنيد؟

هر اسمي را كه همراه با يك يا چند وابسته بيابد.«گروه اسمي» مي گويند. مانند اين روزگار ناپايدار و گذرا  



  2 – گروه اسمي در جايگاه كداميك از اجزاء به كار مي رود؟

در جايگاه : نهاد، مفعول ، متمم ، مسند  



  3 – گروه اسمي از يك اسم به نام هسته تشكيل مي شود ولي مي تواند از يك يا چند وابسته داشته باشد.



  4 – وجود هسته اجباري و وجود وابسته اختياري است.



  5 – كلمه هاي زير را گسترش دهيد بطوريكه اين كلمه ها «هسته » قرار گيرند.
درخت ، پهلوان

گسترش مرحله اي واژه ي درخت -> چند درخت -> اين چند درخت -> اين چند درخت پر ميوه -> اين چند درخت پر ميوه ي شيرين .
گسترش مرحله اي واژه پهلوان -> دو پهلوان -> آن دو پهلوان -> آن دو پهلوان دلير -> آن دو پهلوان دلير دوست داشتني و .......
 



  6 – اسم را چگونه مي شناسيم؟

اسم با يكي از راههاي زير شناخته مي شود.
الف) مي توان آن را جمع بست.
ب) مي توان بدنبال آن «ي » نكره آورد.
ج) مي توان «اين» و «آن» را به همراه بكار برد.
د) مي توان آن را به عنوان نهاد، مفعول ، متمم و ......در جمله بكار برد.
 



  7 – ويژگيهاي اسم را بنويسيد.

الف) شمار : اسم يكي است يا بيشتر.اگر يكي (مفرد) باشد نشانه اي همراه ندارد. اما اگر بيش از يكي باشد. يكي از اين نشانه ها را دارد:
«ها» -> تلاش ها، درخت ها «ان» -> پسران ، پهلوانان ، «ات» -> اطلاعات ، ارتباطات ، «ين» -> ضابطين، مهندسين، «ون» -> انقلابيون ، روحانيون ، جمع مكسر:حوادث (جمع حادثه) و اقوام (جمع قوم)
ب) معرفه (شناس) ، نكره (ناشناس) و اسم جنس
معرفه : (شناس) كه مهم ترين نشانه ي آن در مفعول «را» است.
نكره : (ناشناس) كه نشانه ي آن «ي» و «ي و را» پس از اسم است.
اسم جنس : (نه معرفه ، نه نكره)

ج) اسم عام و خاص :‌اسمي است كه جمع بسته شود، ي نكره مي گيرد بر همه افراد طبقه خود دلالت مي كند. اسم خاص اسمي است كه جمع بسته نمي شود، «ي» نكره نمي گيرد، بر فرد خاصي از طبقه خود دلالت مي كند.
 



  8 – اسم ها از جهت ساختمان به چند گروه دسته بندي مي شوند؟

اسم ساده : يك جزء دارند و تقسيم ناپذيرند.
اسم مركب : به دو يا چند جزء كه معني مستقل دارند تقسيم مي شود.
اسم مشتق : اسمي كه دست كم يك جزء آن معناي مستقل ندارد، يعني پيشوند يا پسوند است.
 



  9 – ويژگيهاي اسم هاي زير را بنويسيد.

سفيد رود را دوست دارم. سفيد رود : اسم ، مفرد ، شناس، خاص، مركب
خنده زيباست. خنده : اسم ، مفرد، جنس، عام ، مشتق
گوسفندي در بيابان چريد گوسفندي، اسم، مفرد، شناس، عام، ساده
 



  بياموزيم : رعايت نقش نماي اضافه :



  1 - «نقش نماي اضافه» كسره اضافه را در نمونه هاي زير بررسي كنيد.

جنابِ عالي ، سخنِ معلم‌، لبِ تشنه، توپِ بازي
كسره اضافه «جناب ِعالي» و «سخنِ معلم» باعث صحيح و سريع خواني مي شود اما رعايت نكردن نقش نماي اضافه در «لبِ تشنه» و «توپِ بازي» باعث تغيير معنايي مي گردد.
لبِ تشنه : موصوف و صفت است در حالي كه لب تشنه صفت مركب و به معني كسي كه تشنه است.
توپِ بازي : يعني توپي كه ويژه بازي است، اما توپ بازي اسم مركب مي شود به معني باز كردن با توپ .
 



  2 – توضيح دهيد رعايت نكردن نقش نماي اضافه در نمونه هاي زير چه تغييري در معني ايجاد مي كند؟

اسب سواري : تركيب اضافي است يعني اسبي كه ويژه سواري است. اما «اسب سواري» عمل سوار كاري را گويند.
قد بلند : تركيب وصفي است ، قدي كه بلند است اما قد بلند صفت مركب جانشين اسم محسوب مي شود.
پدر احمد را ديد : پدر احمد، تركيب اضافي و مفعول جمله است در حالي كه پدر، احمد را ديد معني دگرگون مي شود. پدر : نهاد, احمد : مفعول. همچنين است جمله ي : معلم بچه ها را شناخت.
 



  خودآزمايي درس دوازدهم :
1 – هسته اين گروههاي اسمي را مشخص كنيد.(هسته ها در پرانتز قرار دارند)

همين (دو كتاب)جغرافي، (خانه) پدري، (عامل مهم) ترقي در جوانان، (سازمان ملي) توسعه و پيشرفت اقتصادي، (هر درخت) ميوه دار، همه (كس) ، (آهنگ هاي آسماني)، يك گله (گوسفند) ، هر پنج (دانش آموز).  



  2 - با يكي از راههاي چهارگانه اي كه خوانديد اسم بودن واژه هاي زير را ثابت كنيد :
اسم ها عبارتند از : پارچه ، قيد، اصلي، معرفه ديوار، ساختمان ، شعر ، شعرا . چون :

الف: مي شود آن ها را جمع بست. پارچه ها، قيدها، اصلي ها، معرفه ها ، ديوارها ، ...
ب: آن و اين مي گيرند. آن پارچه، آن قيد، آن ديوار .......
پ : ي نكره مي گيرند : پارچه اي ، قيدي ، اصلي اي ، معرفه اي ، ......
ت : در جمله تعش مي پذيرند‌:‌پارچه را خريدم ، فيلم اصلي است و ...........

3 - اسم هاي زير را با علامت يا علامت هاي مناسب جمع ببنديد:

چشم -> چشم ها، چشمان / سبزي -> سبزي ها / عضو -> عضوها / عقاب -> عقاب ها ، زانو -> زانوها ،زانوان / فرمايش -> فرمايش ها / آشنا -> آشناها، آشنايان / رياضي -> رياضي ها / بانو -> بانوان / كافر -> كافران

4 – جمع هاي مكسر واژه هاي زير را بنويسيد.

زمان -> ازمنه / قله -> قلل / شاهد -> مشهود، شواهد / عمل -> اعمال / دعا -> ادعيه / كاسب -> كسبه / نتيجه -> نتايج / ماده -> مواد / كافر -> كفار

5 – اسم هاي زير ساده اند يا مركب يا مشتق ؟

اسم هاي ساده :‌كاروان ، شتر ، زرافه ، كلاغ، چنار، پلكان، هوش ، ........
اسم هاي مركب : قافله سالار، تك سوار، شترگاه و پلنگ
اسم هاي مشتق : زاغچه ، زيره، لبه، جوشكار، جوشش، پاسبان، گريه .

6 – خاص و عام بودن اسم هاي زير را ثابت كنيد.

اسم هاي زير عامند :
1 – جمع بسته مي شوند.
2 – روي نكره مي گيرند
3 – بر همه افراد طبقه ي خود دلالت مي كنند :آتش، هوا، افتخارف پول، هلاك، سگ، چاره، شمع و ......انگيزه.
اسم هاي زير خاصند :
1 –جمع بسته نمي شوند.
2 -«ي» نكره نمي گيرند
3 – بر فردي از افراد طبقه ي خود دلالت مي كند : قاسم ، قاسم آباد، مريخ و بهرام ......
 


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:32 ] [ نصرت اله بابایی ]

درس سيزدهم
با چه خطي بنويسيم


1 – تحرير يعني چه ؟

به معني نوشتن است.  



  2 – خط تحريري در اصطلاح يعني چه ؟

يعني نوشتن خط با دست  



  3 – خط تحريري به « ....» نزديك است.

«خط نستعليق ريز»  



  4 – چرا خط تحريري براي دست نوشته هاي ما «خط معيار» به شمار مي رود؟

به سبب ظرافت و زيبايي و سرعتي كه در نوشتن آن است.  



  تمرين :(بدون پاسخ)
الف) كداميك از گروه كلمه هاي زير نادرست است؟ زيرا آنها را خط بكشيد و صحيح آنها را به خط تحريري بنويسيد. (به عهده دانش آموز)

خار مغيلان، الغاء تفهيم، حُرم آفتاب ، ضابطين، حصول نتيجه، مثل ائلا و برجسته، مشاهده و تفحص، جرئت و لياقت ، سفر سيمرغ، چشمه و غنات، حُرم آفتاب، تعمّد و اجبار  



  ب) كدام گزينه از گروه كلمه هاي زير نادرست است؟

1 – مزارع التزامي , حله ي ابريشم , لحن قاطع, دنائت و پستي
2 – نسيان و غفلت , نحنج گل , راست وريس , برگ سمن
3 – عروج و ترقي , متحير و مبهوت , خطام و پايان , ازهار و گل ها
4 – سهل و ممتنع , مراعات نظير , گستاخ و مغرور, مهر و نابود
 



 

درس چهاردهم
توصيف



  پرسش هايي از متن :
يكي از راههاي رايج پروردن مطالب توصيف است.
1 – توصيف در چه نوع نوشته هايي كاربرد دارد؟ نوشته هاي علمي و ادبي



  2 – در چه نوع از توصيف هايي از عناصر خيال استفاده مي كنيم؟

در توصيف هايي كه قصد داريم موصوف در برابر چشم مخاطب مجسم گردد و تصويري زنده از آن ارائه شود.  



  3 – انواع توصيف را فراخور موضوع بنويسيد.

يك پديده علمي، وصف طبيعت، وصف عصر و زمانه كه دراين مجموعه وصف حالات جانوران ،افراد انساني اقتصادي زندگي و .....جاي مي گيرد.  



  4 – مواد توصيف چه چيزهايي هستند؟

حواس پنج گانه، تجربه هاي حسي و عاطفي  



  5 – در هر يك از انواع و گونه هاي توصيف چه چيزهايي لازم و ضروري است؟

به گنجينه واژگان در خور متناسب نيازمند است. استفاده از هر گونه صفت، فعل و قيد مناسب ضروري است.  



  خود آزمايي چهاردهم :
1 – مفرد جمع هاي مكسر زير را بنويسيد.

احرار -> حر ، قلاع -> قلعه ، قرا -> قريه ، ادّله -> دليل ، نسخ -> نسخه ، فلاسفه-> فيلسوف ، تجار -> تاجر ، مكاتيب -> مكتوب ، مكاتب -> مكتب ، رعايا -> رعيت ، نواحي -> ناحيه ، معاني -> معني ، اجانب -> اجنبي ، اشياء -> شيء  



  2 – صحيح كلمات زير را بنويسيد.

الف) استيفا از كار -> استعفا از كار
ب) تمر يادبود -> تمبر ياد بود
ج) خورده فروشي -> خرده فروشي
د) روغن مايه -> روغن مايع
 


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:31 ] [ نصرت اله بابایی ]

درس پانزدهم
زبان شناسي چيست؟



  زبان

1. يك نظام است و كار اصلي آن ايجاد ارتباط است.
2.شكل هاي گوناگوني به نام گونه ، لهجه و گوش دارد.
 



  زبان شناسي

1. علمي است كه به شناخت زبان مي پردازد
2. مطالعه علمي زبان است
3. از روش هاي رايج در تحقيقات علمي استفاده مي كند
 



  انواع زبان شناسي :

1- زبان شناسي سنتي : مطالعه زبان به قصد حفظ كتب آسماني و آثار ادبي
2- زبان شناسي جديد : (ساخت گرا يا همگاني) : مطالعه زبان به قصد شناخت خود آن و كشف واقعيات موضوع زبان
3- زبان شناسي تاريخي : بررسي و مطالعه گذشته زبان به صورت هاي نظير «هي گفتم» «شنيدستم» «به باغ اندرون»
 



  گويش شناسي :

اگر زبان شناسان براي مطالعه زبان يكي از گويش هاي جغرافيايي، اجتماعي ،تاريخي و گويش هاي معيار را انتخاب كنند حاصل كار آنان را در گويش شناسي مي گويند.  



  جع نبستن كلمه هاي جمع

كلمه هايي كه جمع هستند نبايد دوباره جمع بسته شوند.
خواص جمع خاصه ، اخبار جمع خبر . اخلاق جمع خُلق ، كتب جمع كتاب، طرق جمع طريق ، حواس جمع حس، اولاد جمع ولد و.....بنابراين بكار بردن خواص ها، اخبارها ، اخلاق ها و كتباهاً نادرست است.
مي توانيم به جاي بعضي جمع هاي مكّسرف مفرد آنها را با نشانه هاي جمع فارسي «ها» بكار ببريم. خبرها، كتاب ها به جاي اخبار و كتب
گاهي بعضي از كلماتي كه جمع عربي هستند، در فارسي با معني مفرد بكار مي روند . مانند طلبه (جمع طالب) ، عمله (جمع عامل) ، اسلحه (جمع سلاح) ، حقوق (جمع حق) و ...
كاربرد اينگونه كلمه ها چون با معني مفرد رواج دارند، جايز است.
 



  خودآزمايي درس پانزدهم :
1 – وظيفه گويش شناسي چيست؟

مطالعه يكي از گويش هاي جغرافيايي ، اجتماعي و زبان ....  



  2 – مثال هاي زير را كه در حوزه زبان شناسي تاريخ است ، به زبان امروز بازنويسي كنيد.

بارانكي خرد خرد مي باريد، چنان كه زمين تر گونه مي كرد. (تاريخ بيهقي)
باران نم نم مي باريد و زمين را خيس مي كرد.

از اين ناحيه خرما خيزد از هرگونه و از روي حيوانات از عجيب دگر گوناگون (حدود العالم)
اين ناحيت خرما خيز است و جانوران عجيب و گوناگوني دارد.
از اين ناحيه انواع خرما صادر مي كنند و حيوانات شگفت آور و گوناگوني دارد.

چون به بصره رسيديم، از بر هنگي و عاجزي به ديوانگان ماننده بوديم و سه ماه بعد كه موي سر باز نكرده بوديم . ( سفرنامه ناصرخسرو)
هنگامي كه به بصره رسيديم به سبب برهنگي و ناتواني شبيه ديوانگان شده بوديم و سه ماه گذشته بود كه موي سرمان را نتراشيده بوديم.
 



  3 – نوع اسم هاي مشخص شده تمرين 4 را تعيين كنيد.

بارانكي : اسم ، مشتق، عام، مفرد، نكره
رسن : اسم ، عام، مفرد، ساده، جنس
زمين : اسم ، مفرد ، عام، ساده ، مبني
برهنگي : اسم، مشتق، مفرد
خرما : اسم مفرد،عام ، ساده ، مبني
ديوانگان : اسم، عام، جمع ، جنس و ....
بصره و يوسف : اسم، خاص، ساده، شناس
 



 

درس شانزدهم
گروه اسمي (2) ، وابسته هاي اسم

1. گروه اسمي شامل چه عناصري است؟

هر گروه اسمي شامل دو عنصر «هسته» و «وابسته» است.  



  2. جاي هسته را چه واژه اي اشغال مي كند؟

اسم  



  3. جمله هاي زير را بخوانيد و به پرسش هاي آن پاسخ دهيد: پرويز اين كتاب را خواند پرويز بهترين كتاب را خواند پرويز كتاب ديگر را خواند پرويز كتاب داستان را خواند پرسش ؟ الف) هسته هاي جمله هاي بالا كدام كلمه است؟ چرا؟ ب) در همه مثالهاي بالا، مفعول .... (كتاب) است. ج) واژه هاي وابسته را بنويسيد د) «وابسته» گاه پيش از ....... مي آيد گاه پس ازآن ه‍)وابسته اي را كه پيش از هسته بيايد وابسته ي .....و وابسته اي را كه پس از هسته بيايد و وابسته ي .... مي گوئيم. و) وظيفه وابسته ها چيست؟

الف) كتاب = مفعول جمله ، چون يك گروه اسمي است كه وابسته گرفته است. ب) هسته ج) اين ، بهترين، ديگر، دوستان د) هسته ه‍) پيشين(مانند اين و بهترين)،پسين(مانند ديگر و دوستان) و) وظيفه ي وابسته ها توضيح برخي ويژگيهاي هسته هاي گروه اسمي است.  



  خودآزمايي درس 16 :
1 – به هر يك از كلمات زير، وابسته هاي پيشين مناسب بيفزاييد . در هر مثال ، وابسته هاي متنوع و متفاوت بكار ببريد.

كودك :‌آن كودك ، چند كودك؟ هر كودك ، يك كودك، چه كودكي! بهترين كودك
كار : اين كار . كدام كار ؟ عجب كاري ! زشت ترين كار، فلاني كار
نتيجه : آن نتيجه، چه نتيجه اي ! چند نتيجه ؟ بهترين نتيجه هر نتيجه اي
دوستان : اين داستان . كدام داستان ؟ چهار داستانف بلندترين داستان، هيچ داستان
 



  2 – در نوشته هاي زيروابسته هاي پيشين را شناسايي كنيدف نام آنها را بنويسيد و هر يك را با پيكان به هسته وصل كنيد.

از برسي در سه ايالت و پنج شهر مهم به اين نتيجه مي رسيم كه پپس از معاويه، ايالتي كه سرنگون شدن رژيم دمشق را مي خواست و براي اجراي اين منظور اقدام كرد، كوفه بود. (سه و پنج : صفت شمارشي / اين : صفت اشاره اي )
روزنامه ي «مرد امروز» بزرگترين روزنامه اجتماعي زمان خود بوده است. (بزرگترين : صفت عالي)
«محمد مسعود» در آن چند روز اخفتاي خود كوبنده ترين مقاله را در روزنامه ي توقيف شده «مردامروز» به چاپ رساند. اين شهادت حتي مخالفان را همه تحت تأثير قرار داد. اما هيچ كس نمي توانست كه او دارد چه روزهاي سختي را پشت سر مي گذارد.(چند، هيچ، مبهم كوبنده ترين ، صفت عالي / اين :‌اشاره اي)
معلوم نيست كه سخت گيري آغاز كار و سپس طرح نقش ي جنگ و اجراي آن با اشاره دمشق بوده است يا به ابتكار شخص حاكم كوفه . شايد رئيس و مأمور هر دو در آن دخالت داشتند. اما يك نكته را از لابه لاي گفت و شنودهاي صحنه ي كارزار مي توان يافت و آن اين است كه مردم كوفه در آغاز نمي خواستند حادثه، پاياني جميع داشته باشند(آن : اشاره اي / هر : مبهم / يك : شمارشي)
 



  4 – از بين كلمات زير آن ها را كه امروزه معني مفرد مي دهند دوباره قايل جمع بستن هستند مشخص كنيد:
وقايع ، قصايد، ارباب، اسرا ، حور عليايي، مراسم ، جواهر

جواهر : جواهرات
ارباب : اربابان
حوز : حوريان
مراسم : مراسم ها
 


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:30 ] [ نصرت اله بابایی ]

درس هفدهم
‌ساده نويسي



  پرسش هايي از متن :
1 – هر نوشته ي ساده بايد چه ويژگيهايي داشته باشد؟

الف) زبان نوشته مبهم و نزديك به زبان گفتار است.
ب) جملات كوتاه، ساده و روانند
ج) كلمات و عبارت هاي دشوار و پرتكلف در آن ديده نمي شود
د) عبارت ها و كلمات زايد و به اصطلاح حشو درآن به خوبي فهميده مي شود  



  2 – ويژگي نوشته هاي غير ساده (تكلف مصنوع) چيست؟

(متكلف و ديرفهم ) همانا استفاده نكردن از ويژگيهاي نوشته ي ساده است. كه برخي نقل مي شود.
الف) استفاده از كلمات دشوار
ب) مقصود نويسنده بخوبي فهميده نمي شود
ج) جملات در مقايسه با نوشته ي ساده بلند است
د) اصطلاحات خاصي در نوشته غيرساده مي توان يافت  



  3 – يكي از نكاتي كه به ما كمك مي كند ساده بنويسيم اين است كه واژگان و ساخت هاي دستور كهن استفاده نكنيم . حال اين واژگان و ساخت هاي دستوري كهن را به ساخت هاي ساده تبديل مي كنيد.(به عهده دانش آموز)

ادا تواند كرد / چكاد / گفته آمد / نگهبان دين تواند بود / چونان / از جاي بشد  



  بياموزيم – كسره اضافه «ي» ميانجي

هر گاه مضاف و يا موصوف به حرف صامت (غ،ف، ل، ت ، ...) ختم شوند، فقط نقش نماي اضافه (كسره اضافه) مي گيرند.
مرغ سعادت ، ظرف بزرگ، شكل ساختمانيف دست راست
اما هر گاه مضاف و يا موصوف به صورت «آ» و «او» ختم مي شوند علاوه بر نقش نماي اضافه حرف ميانجي روي نيز بكار مي رود. هماي سعادت ، بوي گلي ، نماي ساختمان ، پاي برهنه  



  خودآزمايي درس هفدهم :
1. جمله بلند زير به دو يا چند جمله تبديل كنيد.

يكي از بهترين و مؤثرترين وسايل كسب مهارت در انواع نوشتن . خواندن مطالب گوناگون علمي، ادبي، هنري، فلسفي و ديني آموزنده و آگاهي دهنده دريغ نورزيم تا بتوانيم از اينگونه مطالب در مواقع گوناگون استفاده كنيم.  



  2. به جاي واژگان زير برابرهاي مناسب بنويسيد:

مستعمل :‌ كهنه ، فرسوده
كانديدا : نامزد نمايندگي
علي هذا : از اين رو ، بنابراين
علي كل حال : به هرحال، در هر صورت
من غيرمستقيم : غيرمستقيم (پوشيده)
در مقطع كنوني : اكنون، در حال حاضر  



  3 – در جمله بنويسيد كه در يكي از كلمه ي «چند» صفت مبهم و در ديگري « صفت پرسش» باشد.

صفت مبهم : او چند بيت از حفظ كرد
صفت پرسشي : چند بيت از حفظ كرده اي؟  



 

درس هجدهم
گروه اسمي (3) و وابسته هاي پسين

در درسهاي گذشته با وابسته هاي پيشين (صفت اشاره، پرسشي، تعجبي، شمارشي، عالي، و صفت مبهم) آشنا شديد. در اين درس با وابسته هايي كه پس از هسته مي آيند آشنا مي شويد :

هسته

نام وابسته پيشين

نشانه ي نكره

نشانه ي جمع

صفت شمارشي تربيتي(2)

مضاف اليه

صفت بياني

 

وابسته ها و نمونه ها

«ي» پس از اسم عام

ها ، ان، ين، ات، ون، خانه ها، مردان، اطلاعات،

انقلابيون

مؤمنين

با افزودن –ُ م به اعداد اصلي ساخته مي شود

اسم – اسم مضاف مضاف اليه

اسم، صفت، آسمان، آبي دوست خوب

به جز صفت شمارشي تربيتي (2) ساير صفت هاي پسين بياني اند.  



  روش هاي شناخت صفت بياني (موصوف و صفت) از مضاف و مضاف اليه

1. صفت بياني معمولاً پسوند «تر» مي پذيرند: آسمان آبي تر (درست است) اما مضاف اليه پسوند «تر» نمي پذيرد مانند : كتاب جغرافي تر (نادرست است)
2. موصوف معمولاً «ي» نكره مي پذيرد. كتابي خواندني (درست است) اما مضاف «ي» نكره نمي پذيرد، كتابي علي (نادرست است)  



  پر كاربردترين صفت هاي بياني به شرح زير است:

1. بياني ساده:روشن ، خوب ، عاقل

2.فاعلي : الف – بن مضارع + -َ نده : گوينده ، شنوند ه، رونده
ب – بن مضارع + ا : بينا ، گويا، شنوا
پ – بن مضارع + ان : گريان ، خندان ، روان

3 – مفعولي : بن ماضي +به ، ه :دوخته ، شكسته، شنيده

4 – لياقت : مصدر + ي = خوردني ، نوشيدني

5 – نسبي : اسم + ي = آسماني ، نيلوفري  



  بياموزيم ، صفت پرسش، ايا :

اگر جمله اي را با يكي از صفت هاي پرسشي «چه» ، «چند» ، كي و ... پرسش كنيم، نيازي به آوردن كلمه ي «آيا» نيست. در اينگونه جمله ها ، كاربرد «آيا» نادرست است.
الف – چگونه مي توانيم بر سرعت مطالعه خود بيفزائيم ؟ ص
ب – آيا چگونه مي توانيم بر سرعت مطالعه خود بيفزاييم ؟ غ  



  خودآزمايي درس هجدهم :
1. نمودار اين گروههاي اسمي را رسم كنيد.
اين چهار دانش آموز رنگ ، همين دو خانه ييلاقي ، هر هفت روز هفته

وابسته 3 هسته وابسته 2 وابسته ي 1
صفت بياني  اسم  صفت شمارشي صفت اشاره
زرنگ دانش آموز چهارشنبه اين 

وابسته 3 هسته وابسته 2 وابسته ي 1
صفت بياني  اسم  صفت شمارشي صفت اشاره
ييلاقي خانه ي دو  همين

وابسته 3 هسته وابسته 2 وابسته ي 1
صفت بياني  اسم  صفت شمارشي صفت اشاره
هفته  روز –ِ  هفت هر
 


  2 – براي هر يك از نمودارهاي زير، سر گروه اسمي مثالي بياوريد

وابسته

وابسته

وابسته

صفت اشاره

صفت شمارشي

اسم

اين

پنج

دوست

آن

دو

پرزه

همين

يك

كتاب

 


هسته

وابسته

وابسته

اسم

صفت

مضاف اليه

دوست –ِ

خوب –ِ         

علمي

كتاب – ِ

علمي –ِ         

من

دانش آموز –ِ

زرنگ –ِ

كلاس

 


  3 – از بين كلمات زير صفت هاي بياني را مشخص كنيد و براي هر كدام يك موصوف بسازيد.

صفت هاي بياني : گرفتني (لياقت) : مزد گرفتني / هوشمند (ساده) : دانش آموزهوشمند
سنجيده (مفعولي) : سخن سنجيده / جلب (ساده) : كتابِ جالب
اخلاقي (نسبي) : كتاب اخلاقي / دانا (فاعلي) : پسرك دانا
خوب (ساده) : معلم خوب / كوشا (فاعلي) : كارگر كوشا
مؤدب (ساده) : بچه ي مؤدب / طلايي (نسبي) : توپ طلايي
زيبا (فاعلي) : فيله زيبا / گسسته (مفعولي) : افكار گسسته
زيرك (ساده) : حيوان زيرك / تاريخي (صفت نسبي) : داستان تاريخي
كلمه هاي پنجم و ديگر صفت بياني نيستند

4 – مانند نمونه جدول را كامل كنيد (توجه داشته باشيد كه صفت هاي فاعلي سه گانه از همه فعل ها ساخته نمي شود)

فعل

بن مضارع

صفت فاعلي(1)

صفت فاعلي(2)

صفت فاعلي(3)

رفت

رو

رونده

روا

روان

خورد

خور

خورنده

-

-

گرفته است

گير

گيرنده

گيرا

-

مي دود

دو

دونده

-

دوان

سوخت

سوز

سوزنده

-

سوزان

داشت

دار

دارنده

دارا

-

مي دانند

دان

داننده

دانا

-

گريست

گوي

گوينده

-

گويان

گذشت

گذر

گذرنده

گذرا

گذران



5 – براي كلمات زير يك صفت و يك مضاف اليه مناسب بنويسيد
شهر ...........شهر تهران، شهر ديدني
دريا ......... درياي خروشان ، درياي مازندران
سيني ....... سيني نقره اي ، سيني ميوه
انشاء ........انشاي بلند، انشاي بچه ها  


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:29 ] [ نصرت اله بابایی ]

خاطره نويسي ، يادداشت روزانه



  پرسش هايي از متن : 1 - عام ترين و صميمانه ترين نوع نوشتن خاطره نويسي است



  2 – خاطره نويسي چه فايده اي براي حيات ادمي دارد؟

خاطره نويسي باعث مي شود كه از مراحل و ايام زندگي آثار جاندار و روشن بر جاي بماند. خاطرات تلخ و شيرين، پيروزيها و شكست ها، عواطف و احساسات تجربيات تكرار ناشدني، حوادث ايام و ......با نوشتن مثبت و ماندگار مي شوند. چرا كه همين نكات پيمانه حيات آدمي را پر مي سازند.  



  3 – چه موضوعاتي را مي توانيم براي خاطره نويسي انتخاب كنيم؟

همه چيزي مي تواند براي خاطره مناسب باشد، تأثير پذيرفتن از يك نوشتن، يك سخن، ديدن يك فيلم، منظره و ....  



  4 – در ثثبت وقايع «جدول ضربي» عمل نكنيم يعني چه ؟

يعني لازم نيست مواردي را كه هر روز براي شما رخ مي دهد، هفت بار تكرار كنيد و بنويسيد، مگر آنهايي كه از اهميت زيادي برخوردارند  



  5 – آيا هميشه يادداشت ها از نظم منطقي خاصي پيروي مي كنند؟

خير، يادداشت ها گاه كوتاه و گاه بلند است و از نظم خاصي پيروي نمي كنند و در واقع گاه و بي گاه هر چه به ذهن مي آيد مي نويسيم. اما محتواي آنها بايد اثربخش باشد و در خواننده هم حس پديد آورد.  



  6 – خاطره نويسي نوعي تمرين نگارش است.



  خودآزمايي درس نوزدهم :
1 – براي هر يك از نمودارهاي زير، دو گروه اسمي مثال بزنيد

گروه اسمي

 وابسته

هسته  وابسته

صفت بياني

 اسم صفت مبهم

 مبهم

تصوير چند

گروه اسمي

وابسته

وابسته هسته

صفت بياني

نشانه ي نكره اسم

  مهيّج

يّ ورزش

موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:28 ] [ نصرت اله بابایی ]

درس بيستم
ضمير

احمد[مرجع] از برادرش[ضمير] (احمد) خواهش كرد او[ضمير] را در كارها راهنمايي كند.



  انواع ضمير:

1- ضمير شخص : جدا و پيوسته
جدا : من، تو، او / ما ، شما ، ايشان ، آن ها
پيوسته : مَ، تَ، شَ / مان ، تان ، يشان
ضمير شخص جانشين اسم مي شود و شش شخص دارد

2 – ضمير مشترك :‌خود ضمير مشترك است و به جاي هر شش شخص بكار مي رود. به جاي خود در نوشته هاي ادبي خويش و خويشتن هم كاربرد دارد.

3 – ضمير اشاره :
اشاره به نزديك : اين ، اينان ، آن ها
اشاره به دور : آن ،آنان‌، آن ها

4 – ضمير پرسش :
تمام واژه هايي كه جانشين اسم مي شوند و براي پرسش به كار مي روند. كه، چه، كدام، چند، كي
 



  تفاوت صفت اشاره و ضمير اشاره :

صفت اشاره و وابسته اسم است مثال : اين كتاب، آن دفتر، اما ضمير اشاره جانشين اسم مي شود. مثال : آن ايده / اين چيست؟  



  تفاوت ضمير پرسشي و صفت پرسشي :

صفت پرسشي وابسته اسم است و همراه آن مي آيد مثال كدام درس را مي خوانيد؟ اما ضمير پرسش جانشين اسم است و به جاي آن مي آيد مثال : كدام را مي خواهيد؟  



  بياموزيم : قول معروف

بايد دانست: بعد از «بدقول معروف» بايد به قولي معروف از مثل ها ، حكمت ها و سخنان برجسته بيايد نه يك مطلب معمولي.
برخي از كنايه ها مي توانند قول معروف باشند : مو در آوردن زبان، زير پا علف سبز شدن ، موي دماغ نشدن ، .... اما خسته شدم و مردم ......... قول معروف نيست.
 



  خودآزمايي درس بيستم :
1 – در جمله هاي زير به جاي ضميرهاي شخص جدا، ضمير پيوسته بياوريد و به جاي ضميرهاي پيوسته ، ضميرهاي شخصي جدا بكار ببريد.

مثال : لباسم كجاست ؟ لباسِ من كجاست؟
كتاب هاي شما را به امانت برده ام -> كتاب هايتان را به امانت برده ام.
خياط هنوز لباسش را حاضر نكرده است -> خياط هنوز لباس او را حاضر نكرده است
به خوابي عميق فرو رفته بود. چنان كه هر چه او را صدا مي زدند، جواب نمي داد -> چنان كه هرچه صدايش مي زدند، جواب نمي داد
اگر او را ببيني، مي شناسي ؟ -> اگر بينش ، مي شناسي ؟ (مي شناسش)
 



  2 – در جمله هاي زير، صورت امكان ضميرهاي مشترك را به چند شخص و ضميرهاي مشخص را به ضمير مشترك تبديل كنيد.

مثال : (اين كار را خودش انجام داد -> اين كار را او انجام داد)
پدر هر شب كه به خانه برمي گردد ، از كارش صحبت مي كند -> از كار خود صحبت مي كند نبايد به هر ناملايمي از دوستان خود رنجيد -> از دوستانتان برنجيد
خودش اين مطلب را به شما نگفته است -> او اين مطلب را به خودتان گفته است
كارتان را كه تمام كرديد، به دوستانتان هم سري بزنيد -> كار خود را كه تمام كرديد، به دوستان خود هم سري بزنيد
 



  3 – صحيح جملات زير را بنويسيد:

آيا چگونه به مدرسه ميروي؟
چگونه به مدرسه مي روي ؟ آيا به مدرسه مي روي؟

آيا كي براي اردو آماده مي شويم ؟
آيا براي اردو آماده شويم ؟ كي براي اردو آماده شويم؟
 



 

درس بيست و يكم :

چه كلمه اي اهميت املايي دارد؟
1) در فارسي كلمه اي اهميت املايي دارد كه اولاً عربي رايج در فارسي باشد، ثانياً در خود يك يا چند حرف از حروف شش گروه اعلام شده (ء، ع / ت ، ط / ح، ه‍/ ز، ذ،ض،ظ / غ،ق ) را داشته باشد. به عبارت ديگر كلمه اي اهميت املايي دارد كه مي تواند چند شكل مكتوب داشته باشد و بايد شكل صحيح آن را هنگام نوشتن انتخاب كرد.

2) بين «صدا» و «حرف» كلمات غيرعربي <-كلمات فارسي، گسستن ، زمين لرزه، آسمان خراش و كلمات غيرعربي رايج فارسي «پروتئين» كميسيون ، سوسياليسم) غالباً تطابق يك به يك وجود دارد، بنابراين املاي آنها مشكل چند شكل نويسي نخواهيم داشت . چون براي صداي واحد هر يك بيش از يك شكل مكتوب نداريم.
 



  بياموزيم : مصوت بلند «اي» و «ي » ميانجي

همان طور كه در يكي از بياموزيم هاي قبلي خوانديدم املاي آن دسته از كلمات مضاف كه به مصوت «اَ» و «او» ختم مي شوند، با حرف ميانجي «ي» درست است . مانند خداي انسان، نماي ساختمان، كندوي عسل ....
حال در اينجا مي گوئيم : املاي آن دسته از كلمات مضاف كه به مصوت بلند «اي» ختم مي شوند، بدون ميانجي درست است، مانند : قاضي ، شهر، شادي دل ها، بازي بچه ها ، ... حروف «ي» در اينگونه تركيبات هم به تنهايي نشان دهنده مصوت «اي» و هم حرف ميانجي «ي» است . پس بنويسيم «بازي بچه ها» و مي خوانيم «بازي بچه ها» اين شيوه ي املا در كلماتي مانند «بيا» «خيابان» ، «سياست» ، و ... نيز رايج است. «بي يا » مي خوانيم «بيا» مي نويسيم . «خي يابان» مي خوانيم «خيابان» مي نويسيم


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:27 ] [ نصرت اله بابایی ]

درس بيست و دوم : نامه نگاري 1



پرسشهايي از متن :
1 – نامه ها چند نوعند؟
دو نوعند:
الف : نامه هاي رسمي و اداري
ب : نامه هاي خصوصي و دوستانه



  2 – ويژگيها و مشخصات نامه هاي رسمي و اداري چيست؟

نامه ي رسمي و اداري موضوع، عنوان و شروع و پايان و متني قابلي و كليشه اي است و حتي نمونه هاي از پيش نوشته شده دارد.  



  3 – نامه هاي رسمي و اداري از چند قسمت تشكيل مي شود؟ نام ببريد

هفت قسمت، قسمت هاي نامه هاي رسمي و اداري :
الف) سرآغاز
ب) تاريخ
ج) موضوع نامه و تقاضاي مرخصي ، تقاضاي انتقال و ....
د) عنوان (مديريت محترم ....)
ه‍) كلمات اقدام <-باعرض سلام، احتراماً و ....
و) متن نامه . ن :‌امضا
 



  بياموزيم :‌له و عليه

بايد دانست كلمه «عليه» به معني «بر او، ضد او » از «علي : بر» و «ه : او» ساخته شده است. تركيب «بر عليه » دوست نيست ، چون «بر» به «عليه» اضافه شد و «حشو» است <-بر عليه : برابر او !) و همچنين است «له» به معني «براي او » : به نفع او كه نيازي به حرف اضافه «بر» ندارد.  



  خودآزمايي درست بيست و دوم :
1 – ضميرها و صفت هاي همگون را در صورت امكان با حذف و افزايش موصوف جانشين يكديگر سازيد :

تبديل صفت به ضمير -> اين كتاب را امروز خريديد ؟ اين را امروز خريديد؟
تبديل صفت به ضمير -> نثر كدام كتاب ساده تر بود؟ -> نثر كدام ساده تر بود؟
تبديل ضمير به صفت -> چه مي خوانيد -> چه كتابي مي خوانيد؟
تبديل ضمير به صفت -> ارزش كدام را بيشتر مي دانيد ؟ عارفانه يا عاشقانه را ؟ -> ارزش كدام غزل را بيشتر مي دانيد؟ عارفانه يا عاشقانه را ؟
تبديل ضمير به صفت -> آن كه به تو سلام كرد، برادرم بود -> آن شخص كه به تو سلام كرد برادرم بود
 



 

درس بيست و سوم
گروه قيدي

قيد : كلمه اي است كه نقش هاي اسم را ندارد و مي توان آن را از جمله حذف كرد. در جمله زير قيدها كدامند ؟
ديروز، آن جا، باز علي را ديدم
حذف ديروز : آن جا ، باز علي را ديدم .
معني جمله صحيح است.
حذف آن جا : باز علي را ديدم .
معني جمله صحيح است و مفهوم را مي رساند.
حذف باز : علي را ديدم . معني جمله درست و مفهوم كامل است.
حذف علي را : ديدم ، جمله ناقص مي شود كه را ديدم ؟ چه را ديدم ؟ و ... نتيجه مي گيريم، كلمه هايي مانند «ديروز» ، آن جا و باز را كه مي توانيم از جمله حذف كنيم، قيد هستند.
 



  اقسام قيد از نظر ظاهري

الف) قيدهاي نشانه دار :
در ساختمان اين نوع قيدها علامتي است كه بدان شناخته مي شوند.
1) واژه هاي عربي تنوين دار، مثلاً ، جداً ، واقعاً و ...
2) قيدهايي كه از يك پيشوند اسم ساخته مي شوند :‌به دقت، به سختي ، به خوبي ، به كندي، با احتياط .....
3) متمم هاي قيدي :‌از يك حرف اضافه + اسم يا ضمير ساخته مي شوند : مانند : با چه آمديد؟

ب ) قيدهاي بي نشانه :
كلماتي هستند كه بدون كمك نقش نما قيد مي شوند
1) در اصل اسم يا گروه اسمي اند
2) صف مشترك با قيدند :‌آهسته آمدم ، آهسته، قيد، صداي آهسته او را مي شنيدم ، آهسته ، صفت
3) واژه هايي كه فقط قيد هستند : هنوز ، هرگز ، البته و ... به اين نوع قيدها مختص مي گويند.
 



  خود آزمايي درس بيست و سوم :
1 – در نوشته هاي زير، قيدها را شناسايي كنيد و نوع آنها را بنويسيد

آن شب اصلاً از حرف هاي او سر در نياوردم . آن شب . گروه قيدي بي نشانه <-مثلاً : قيد ، نشانه دار از حرف هاي او، گروه قيدي نشانه دار (متمم قيدي)
قرار بود همان روز صبح ، مجيد با اتوبوس به تهران برود. همان روز صبح، گروه قيدي بي نشانه، با اتوبوس : نشانه دار (متمم قيد) به تهران : نشانه دار (متمم قيدي)

همه جا را به سرعت گشتيم . از هر كسي سراغ كتاب را گرفتيم. متأسفانه نتوانستيم ، پيدايش كنيم، هر جا كه مي رفتيم، كتاب فروش مي گفت : تا همين يكي دو ساعت پيش داشتيم با ناراحتي به خانه برگشتيم.
به سرعت : قيد نشانه دار / متأسفانه : بي نشانه / هر جا : بي نشانه / تا همين يكي دو ساعت پيش : گروه قيدي نشانه دار / با ناراحتي : قيد نشانه دار / به خانه : قيد نشانه دار (متمم قيدي)
 



  2 – شكل مكتوب و ملفوظ كدام يك از كلمات زير متفاوت است . چرا؟

نيايش -> ني يايش / سيني -> سيني (مكتوب و ملفوظ يكي است) . ديانت -> دي يانت پياز -> پي ياز / ديار -> دي يار / در اينگونه كلمات «ي» يكبار نوشته مي شود اما دوبار تلفظ مي شود.  


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:26 ] [ نصرت اله بابایی ]

زبان شناسي چيست ؟



  سطوح زبان شناسي :

1) واچ شناسي : مطالعه صداهاي زبان و قواعد تركيب آنها به منظور ساخت هاي آوايي زبان
2) دستور زبان : صرف - نحو
3) معنا شناسي : بررسي معنا انواع تك واژه ها ، كلمه و ....
بررسي حوزه ي معنايي كلمه ها (تضمن، ترادف ، تضاد)
هنگام مطالعه ي زبان فارسي درسطح واچ شناسي در مي يابيم كه اين زبان 29 واچ دارد و واچ هاي مزبور طبق قواعد اين زبان با هم تركيب مي شوند و ساخت هايي آوايي مي سازند.
واچ ها آواهاي زبان هستند . واچ آوايي است كه مي تواند در يك سخت آوايي جانشين آواي ديگر شود و آن ساخت را به ساخت ديگري تبديل كند. مثلاً آواي «ر» كه مي تواند در ساخت آوايي «زاد» جانشين آواي «د» شود و آن را به ساخت آوايي «زا» تبديل كند. نظام آواي از همين واچ ساخته شده است.
 



  دستور زبان :

بررسي نشانه هاي زبان و قواعد تركيب آن ها به منظور ساختن كلمات و عبارات و جمله هاي زبان ، به دو بخش صرف و نحو تقسيم مي شود.  



  بخش صرف :

واچ – تكواژ – كلمات مشتق – كلمات مركب  



  بخش نحو:

گروه – گروه اسمي – گروف حرف اضافي – گروه فعلي – جمله  



  انواع جمله :

جمله ساده – جمله مركب – جمله شرطي – جمله امري – جمله بياني  



  معنا شناسي :

نشان ميدهد برخي كلمه ها در يك حوزه معنايي قرار مي گيرند. در معنا شناسي روابط معناي كلمه ها و جمله ها بررسي مي شود. مثلاً رابطه اي معنايي ميان «پدر» و «بابا» را ترادف مي گويند. چون در واقع در معني با يكديگر مترادف اند. همچنين رابطه معنايي ميان «روز و شب» تضاد است و رابطه معنايي ميان «پدر» و «والدين» تضّمن است. زيرا پدر معني والدين را نيز در بر دارد. و پدر جزيي از والدين است.  



  بياموزيم – كاربرد درست «را»

بايد دانست : نشانه ي مفعولي «را» بايد بلافاصله در كنار مفعول جمله قرار گيرد و اگر با مفعول فاصله داشته باشد و بعد از فعل آن جمله بيايد. جمله نادرست است. كتاب (داستاني (مفعول)) (را(نشانه)) كه هفته ي پيش منتشر شده بود، خريدم (ص) كتاب (داستاني(مفعولي)) كه هفته ي پيش منتشر شده بود (را(نشانه)) خريدم (غ)  



  خود آزمايي درس بيست و چهارم :
1 – واچ شناسي چيست؟

واچ شناسي عبارت است از مطالعه صداهاي زبان و قواعد تركيب آنها به منظور ساخت هاي آوايي زبان  



  2 – وظيفه هر يك از دو بخش صرف و نحو را در دستور زبان بيان كنيد

در بخش صرف به بررسي و طبقه بندي نشانه هاي ساده، مثل باغ يا «بان» )در باغبان) يا «بي» )در «بي خبر) و مانند اين ها مي پردازد. و از نشانه ها به نام تك واژه ياد مي كنند. آنگاه به چگونگي تركيب تك واژه ها تا حد كلمات مشتق و مركب توجه مي كنند.
در بخش تجربه شيوه هاي تركيب انواع كلمات تا سطح گروه يا جمله مي پردازند. آنگاه گروه ها را به انواع گروه اسمي (مثل در اين كتاب جلد سبز) گروه فعلي مثل (= گفته شده بود) و غيره طبقه بندي مي كنند.
 



  3 – معنا شناسي چه كاربردي در زبان شناسي دارد؟

در معنا شناسي از يك طرف هر يك از تك واژه ها ، كلمه ها و جمله را توصيف مي كنند و از طرف ديگر نشان مي دهند كه چگونه هر دسته از كلمه ها در يك حوزه معنايي قرار مي گيرند. همچنين نشان مي دهد كه ميان كلمات و جملات چه روابط معنايي برقرار مي شود.  



  4 – رابطه بين كلمات «كتاب و مدرسه» «ورزش و فوتبال» «هست و نيست» و «خانه و منزل» را بيان كنيد.

كلمات «كتاب مدرسه» و «ورزش و فوتبال» رابطه ي تضمن دارد.
كلمات «هست و نيست» رابطه ي تضاد و كلمات «خانه و منزل» رابطه ترادف دارند.
 



  5 – نوع قيدها را مشخص كنيد.

«گويند شخصي از بينوايي در فصل زمستان (قيد مشترك) درّاعه اي كتان و جامه اي بلند كتاني، يكتا (قيد مشترك) پوشيده بود. در اين حين (قيد مشترك) خرسي را سيل از كوهستان دور بوده بود سرش در آب پنهان . كودكان پشت خرس را ديدند به شخص گفتند : اينك (قيد مختص) پوستيني در جوي افتاده است و تو را سرما ست، آن را بگيرد.
مرد از غايت احتياج (قيد مختص) و سرما درجهت كه پوستين را بگيرد. خرس تيز چنگال دوري زد . مرد در آب گرفتار خرس شد. كودكان بانگ مي داشتند كه پوستين را بياور و اگر نمي تواني آن را رها كن و بيا . مرد گفت : من پوستين را رها مي كنم، پوستين مرا رها نمي كند.
 


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:25 ] [ نصرت اله بابایی ]

نامه نگاري (2)



  پرسش هايي از متن :
1 – ويژگي هاي يك نامه ي دوستانه و خصوصي چيست؟

تقليدي نيستند ، لحن كلام ها در آنها صميمي و خودماني است. و از هرگونه تكلف بدورند، قالبي نيستند.  



  2 – حسن نامه ي خصوصي آن است كه همه عناصر آن از تصنع خالي مي باشند.



  3 – بار معنايي در نامه اي كه با عبارت هاي قالبي آغاز مي شود و با آن پايان مي يابد، ضعيف است.



  4 – نامه هايي كه به عبارت هاي ابتكاري و توأم با تازگي آغاز شود و پايان يابد، ضمن داشتن بار معنايي تأثيري مطلوب بر خواننده خواهد گذاشت.



  5 – در نوشتن نامه خصوصي به چه نكاتي بايد توجه كرد؟

الف) قول نامه بايد با نوع مناسبات نويسنده و گيرنده متناسب باشد.
ب) انتخاب كاغذ مناسب ، خط خوانا ، سطور مرتب و منظم و پاكيزگي نامه، جلوه اي از حركت گذاري به گيرنده است
ج) در نامه خصوصي رعايت اعتدال شرط است
د) نامه چون مكتوب است بايد مواظب باشيم با عبارات تند و تلخ مخاطب خود را نرنجانيم
 



  بياموزيم – همزه «ي» ميانجي

همزه «ء» يكي از سي و سه حرف الفباي فارسي است و هر چند به «ي» ميانجي كوچك «ء» شباهت دارد اما مستقل است. «ء» همزه است / مأذنه «ء» = ي ميانجي كوچك (ء) شكل بزرگ آن را بكار ببريم ، زيرا «ي» ميانجي كوچك (ء) به حرف همزه شباهت دارد و اين امر موجب آموزش غلط مي شود.  



  خود آزمايي درست بيست و پنجم :
1 – تفاوت واچ با حرف را با يك مثال بنويسيد.

واچ آواهاي زبان است و نظام آوايي زبان از واچ ساخته شده است. در صورتيكه حروف الفبا نشانه هاي مكتوب (نوشتاري) اند و آوار نيستند مثلاً در برابر واچ / ز / چهار حرف :‌«ز» ، «من» و «ظ» و «ذ» داريم.  


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:24 ] [ نصرت اله بابایی ]

درس بيست و هفتم
نقش نما

توجه دقيق به نشانه ها و نقش نماها، نقش هاي كلمه ي گروههاي اسمي را براي ما مشخص مي كند. به جمله زير توجه كنيد:
آي علي ! درست را ازمعلمت پرسيدي؟
وجود واژه «آي» نشانه منادا بودن «علي» است. و وجود «را» نشانه ي مفعول بودن «درس» و وجود «از» نشانه ي متمم بودن «معلّم» است.
اين گونه واژه ها را نقش نما مي گويند.



  انواع نقش نماها

1 – را : پس از مفعول مي آيد و نقش نماي مفعول است.
2 – نقش نماي اضافه : «-ِ» اين نشانه بعد از اسم مي آيد و كلمه بعد از آن مضاف اليه يا صفت است.
3 – حرف اضافه ي : از ، به ، با ، در، بر، براي ، مانند ... » نشانه متمم است. 4 – حرف ربط (پيوند) : پيوندهاي وابسته ساز ، كه ،تا ، چون ، زيرا، اگر ، با اين كه ...
پيوندهاي هم پايه ساز : «و ، اما، ولي ، يا ....»
5 – نشانه ي ندا : «آي ، اي، يا » اي خدا‌، اي رضا و مصوت را «اَ» در پايان برخي اسم ها مانند خدايا، سعديا
دو جمله را كه با پيوند هم پايه ساز به هم بپيوندند ، جمله هاي هم پايه مي گويند. هوا سرد بود و برف نرمك نرمك مي باريد.
 



  بياموزيم : حذف فعل تكراري :

آوردن در فعل مشابه در يك جمله ي مركب «حشو» و زايد است و بكار بردن آن توصيه نمي شود ، بهتر است از تكرار فعل هاي مشابه بپرهيزيم . در كتابخانه هم دانش آموزان سال اول مطالعه مي كردند و هم دانش آموزان سال دوم (مطالعه مي كردند) كه فعل لازم نيست . جمله را به ترتيب زير هم مي توان نوشت : (با يك فعل) در كتابخانه هم دانش آموزان سال اول و همه دانش آموزان سال دوم مطالعه مي كردند.
اكنون به دو مثال زير توجه كنيد (مطابقت نهاد و شناسه)
الف – هم آنان درباره مطبوعات مقاله نوشتند هم ما نوشتيم
ب – همه آنان درباره مطبوعات مقاله نوشتند همه ما
جمله ي «الف» درست تر است. زيرا كلمات «آنان» و «ما» كه نهاد هستند هر يك با فعل مناسب خود يعني «نوشتند» و «نوشتيم» آمده اند، و در واقع نهاد شناسه بايد مطابقت كنند. در جمله دوم نهاد دوم (ما) با فعل (نوشتند) مطابقت ندارد.
 



  خود آزمايي درست بيست و هفتم :



  1 – حروف ربط (پيوندها ) وابسته ساز و هم پايه ساز را در نوشته هاي زير مشخص كنيد.

{ و = وابسته ساز / ه چ هم پايه ساز}
سعدي ، اگر به درگاه بزرگان مي رفت ، غالباً براي آن مي رفت كه مگر ستمكاري را از تعدي به مظلومي باز دارد يا چاره اي براي بي چاره اي بجويد.
سعدي نويسنده است و شاعر اما در نويسندگي، شهرتش بيشتر به سبب گلستان است. در صورتي كه به جز آن كتاب هاي ديگري نيز دارد. با آن كه بيشتر عمر ملك الشعراي بهار در مطالعات ادبي گذشت، از توجه به آزادي و آزادي خواهي لحظه اي غافل نبود.
 



  2 – جاهاي خالي زير با نقش نماي مناسب پر كنيد:

اولين روزي كه (به) ديدن دوستم رفتم. او را (در) مزرعه سرگرم كار ديدم.
فردوسي سي سال از عمر گران بهاي خود (را) صرف سرودن شاهنامه كرد
علاقه دهخدا امثال و حكم فارسي (را) در چهار جلد نوشت
نهاد كلمه (يا) گروهي از كلمات است (كه) درباره آن خبر مي دهيم
 



  3- واژه هاي «برادر» ، «ايران»، «فردوسي» «ادبيات» را با نقش نماهاي (را ، كسره ، حرف اضافه و حرف ندا) در جمله هاي جداگانه بكار ببريد و مفعول ، مضاف اليه ، متمم و منادا بسازيد.

«برادر» در كتاب درسي به عنوان مثال آمده است.
ايران -> اي ايران . هميشه آباد باشي . ايران = منادا
ما مردم به ايران آباد افتخار مي كنيم. ايران = متمم
ما دوستداران ايران هستيم . ايران = مضاف اليه
ايران را آباد كنيم. ايران = مفعول
 



 

درس بيست و هشتم
خلاصه نويسي



  1 – پرسش هاي از متن :
1. يكي از راههاي تمرين نگارش ........ است.

خلاصه نويسي  



  2. روش هاي خلاصه نويسي را بنويسيد.

الف) با همان سبك و سياق نويسنده به اين روش كه زير قسمتهاي اصلي خط مي كشيم و متن را با حذف برخي نكات كوتاه مي كنيم.
ب) بدون رعايت سبك و سياق نويسنده بدينگونه كه پس از خواندن هر بخش از متن يا كل آن، خلاصه و حاصل دوستان را به قلم خود مي نويسيم.
 



  بياموزيم – نشانه هاي خطي
نشانه هاي خط فارسي را در نمونه هاي زير بياييد.

او معني كلمه در «حَكَم» را نمي دانست . به آن جا فُنَيْطََره مي گويند. او مال انديش است. براي اداي دين بايد جدي باشيم.
عرفاً چنين عمل مي كنند. بعبارة اُخري . بنّا را ديدم.
استفاده از اين نشانه ها محدود است. زيرا در خط فارسي كلمات حركت گذاري نمي شوند. در املاي كلمات از ميان نشانه هاي نه گانه بالا، مد، تشديد و تنوين نصبّ بيشتر كاربرد دارند.
تنوين رفع و جر تنها در تركيب هاي عربي رايج در فارسي بكار مي رود. از بقيه نشانه ها در مواردي استفاده مي كنيم كه رعايت نكردن آنها موجب ابهام و بد فهمي شود.
 



  خود آزمايي درست بيست و هشتم :
1 – با حذف مترادف ها، جملات معترضه و بكارگيري كلمه به جاي عبارت، جمله هاي زير را كوتاهتر كنيد بطوري كه مفهوم اصلي حفظ شود.

هر كه در كارهاي بزرگ و با خردمندان و عقلا مشورت و هم انديشي كند در واقع شريك عقل و انديشه ي آنها مي شود.
هر كه در كارهاي بزرگ با خرمندان مشورت مي كند در واقع شريك عقل آنها مي شود.
 



  2 – دانشمند واقعي كسي است كه در تحصيل علم و ادب معلومات با رويش درست قدم بردارد و آن را بكار ببرد. نه آن كه زياد كتاب خوانده و يا بيشتر معلومات داشته باشد.

خرد چون جراغي است كه انسان را به راه راست رهنمون مي شود كساني كه از آن بهره نمي گيرند از اين كه در راه زندگي چراغي در دست داشته باشند، خودداري مي كنند.  


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 12:21 ] [ نصرت اله بابایی ]

درس سوم
مرروي بر نگارش دوره راهنمايي



  پرسش هايي از متن : پرسش هاي زير را بخوانيد و به آنها پاسخ دهيد. (به عهده دانش آموز)

1 – يكي از تمرين هاي مناسب نگارش تبديل .............به نوشتار است.
2 – در نوشتن چه مواردي را بايد رعايت كنيم.
3 – در توصيف يك صحنه يا منظره چه مواردي را بايد رعايت كنيم؟
4 – هر كس در نوشتن .............دارد.
5 – يكي از راه هاي تمرين نويسندگي نوشتن ..........است.
6 – گاهي مي توان براي خيال انگيز كردن از شيوه ي ...............استفاده كرد.
7 – يكي از راه هاي تمرين نويسندگي بازسازي ...... است.
8 – از نكاتي كه در هنگام نوشتن همواره بايد به آن توجه داشته باشيم، دقت در ........است.  



  بياموريم : املاي مناسب تر كلمه هاي همزه دارد :
كلمات زير را مقايسه مي كنيم.
الف – رأي – مؤسس – جزء
ب – رأي – مؤسس – جزء

چون همزه ( ء) يكي از حروف زبان فارسي است. اين حرف ها مانند ديگرحرف ها در خط فارسي حركت گذاري نمي شود. همان طور كه در نوشتار مي نويسيم «كاتب» نه كاتب منظور اين است كه زير «ت» كسره «-ِ» نمي گذاريم. درباره كلمات رديف «ب» نيز همين كلمه صادق است و اگر «-ِ» گذاشته شود كسره محسوب مي شود در اين صورت «رأي » خوانده مي شود «رأي» و ....
بايد دانست كه در املاي كلماتي مانند «منشأ حيات» و جزء اول ، نشانه ي «-ِ» (كسره) از نوع حركت گذاري حروف نيست. به اين نشانه، نقش نماي اضافه مي گويند يعني اضافه شدن دو كلمه به يكديگر.  



  تمرين : الف : املاي مناسب تر كلمات زير را بنويسيد.
اهداءِ سلام ، تأليف ، تأليفِ، مسئول، سائل، مسائل، مبدأِ آفرينش، ملاء عامف ملاِعام، مسائل ادبي ، مسائل ادبي.



  خودآزمايي درس سوم :
با رسم جدول بخش هاي اصلي جملات زبر را مشخص كنيد.
الف – هيزم شكن به جنگل مي رود.
ب – زبان يكي از جنبه هاي رازآميز وجود انسان است.

جمله

نهاد

گزاره

هيزم شكن

به جنگل مي رود

زبان

يكي از جنبه هاي رازآميز وجود انسان است

 


  متن زير را اصلاح كنيد.
خانم سعيدي ليسانسيه ي زبان وادبيات فارسي است وي درباره اين ديوان پروين اعتصامي شاعره ي مشهور ايران چنين گفت : ما مدينه ي فاضله اي از ارزش هاي اخلاقي را در ديوان پروين مي بينيم.

خانم سعيدي ليسانس زبان و ادبيات فارسي است . وي درباره ديوان پروين اعتصامي شاعر مشهور ايران چنين سخن گفت : «ما مدينه ي فاضله اي از ارزش هاي اخلاقي را در ديوان پروين مي بينيم.»  


موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 23:11 ] [ نصرت اله بابایی ]
ما معمولاً خود را با جمله بيان مي كنيم. ارتباط ميان انسانها و انتقال پيام در ارتباط زباني بيشتر در قالب جمله صورت مي گيرد:
1 – نظامي پنج گنج را درود
بخش هاي يك جمله :‌نهاد : كلمه يا گروهي از كلمات است كه درباره آن خبر مي دهيم. يعني صاحب خبر .
گزاره : خبري است كه درباره نهاد داده مي شود،به عبارت ديگر گزاره بخش اطلاع دهنده ي جمله است.
هسته ي گزاره فعل است. مانند : پروين اعتصامي از كودكي شعر مي گفت.
و فعل نيز داراي يك شناسه (= نهاد پيوسته) است. شناسه، نشانه فعل است و مشخص فعل را معين مي كند. شناسه را نهاد اجباري (پيوسته) مي ناميم. زيرا هميشه با فعلي است . شناسه فعل معمولاً دو شعار (= مفرد و جمع) با نهاد هماهنگي مطابقت دارد.
جمع فعل نهاد جمع مفرد فعل

نهاد مفرد

در نهاد جدا

شناسه جمع     شناسه مفرد  
يم مي شنو ما م مي شنو من
يد مي شنو شما ي مي شنو تو
ند مي شنو ايشان د مي شنو او

موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
ادامه مطلب
[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 23:10 ] [ نصرت اله بابایی ]

درس اول
زبان

زبان چيست ؟
1 – زبان يكي از جنبه هاي راز آميز وجود انسان است. استفاده از زبان آسان نيست چون از سال اول زندگي به تدريج از زبان استفاده مي كنيم و طرز استفاده از زبان را بطور طبيعي فرا مي گيريم.
2 – زبان پديده اي است كه پس از قرنها بحث و بررسي هنوز آن را آنگونه كه بايد نشناخته ايم . شناخت زبان دشوار است چون : زبان بيش از حد پيچيدگي و گستردگي دارد. از آن جايي كه طرز استفاده از زبان را مي دانيم مي پنداريم كه خود آن را هم مي شناسيم و به همين دليل نيز سعي در شناخت زبان را اغلب بيهوده مي انگاريم.




موضوعات مرتبط: آموزش زبان فارسی1
ادامه مطلب
[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 23:8 ] [ نصرت اله بابایی ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ به آموزش کتاب های زبان و ادبیات فارسی دوره ی متوسطه می پردازد.




نصرت الله بابایی
لینک های ویژه
امکانات وب
اوقات شرعی
ساعت فلش مذهبی